لرد لینگ در اواسط قرن چهاردهم تا اواسط قرن سیزدهم قبل از میلاد به عنوان موسی تجسم یافت . در طول زندگی به عنوان پیامبر، دولتمرد و قانونگذار عبری، لرد لینگ از مرشد خود، موجودی کیهانی که از مردم عبرانی حمایت می کرد، و توسط میکا ، فرشته وحدت، الهام گرفت.

تجسم ها

موسی

موسی حدود سیصد سال پس از مرگ یوسف پسر یعقوب به دنیا آمد. در آن زمان جمعیت بنی اسرائیل در مصر زیاد شده بودند. بر اساس کتاب خروج که داستان موسی را روایت می کند، فرعونی به سلطنت رسید که یوسف را نمی شناخت. او بنی‌اسرائیل را به بردگی گرفت، اما همچنان جمعیت زیاد و قدرت آنها فرعون را آزار می‌داد. او به همه عبرانیان دستور داد که هر پسری را که برای آنها متولد می شود به رودخانه بیندازند.

وقتی موسی به دنیا آمد، مادرش او را تا سه ماهگی پنهان کرد. سپس تابوتى درست كرد و او را در آن گذاشت. او کشتی را در رودخانه گذاشت. دختر فرعون موسی را یافت و بر او رحم کرد. خواهر موسی که برای تماشای او ایستاده بود به دختر فرعون گفت که می تواند یک زن عبری پیدا کند تا از او پرستاری کند. سپس رفت و مادر خود موسی را اورد. دختر فرعون کودک را به فرزندی پذیرفت و به مادر موسی دستمزد داد تا از او پرستاری کند.

کتاب مقدس به ما می گوید که موسی «تمام حکمت مصریان را آموخته بود و در گفتار و کردار توانا بود.» در واقع، او کارهای بزرگی را انجام داده بود و در زندگی های قبلی آزمایش های زیادی را پشت سر گذاشته بود. روحش برای این ماموریت انتخاب شد چون خودش را ثابت کرده بود.

موسی تا حدود چهل سالگی به عنوان یک مصری از درجه شاهزادگی زندگی کرد، کتاب خروج گزارش می دهد که در آن زمان «به نزد برادران خود رفت و کارگران آنها را دید که یک مصری یک عبرانی، یکی از برادرانش را کتک می زد. و به این طرف و آن طرف نگاه کرد و چون دید که کسی نیست، فرد مصری را کشت و جنازه اش در شن پنهان کرد.»

در این اولین اقدام موسی در سابقه عمومی، قانون را به دست خود گرفت و برای اولین بار اجازه داد که همدردی خود با عبرانیان شناخته شود. اگرچه خداوند موسی را از قبل مقرر کرد که «قوم من را رها کن»، ولی موسی مانند سایر مردم بود، و خدا او را از قانون کارما مستثنی نکرد . به این دلیل و دلایل دیگر، موسی در پایان مأموریت خود با بنی اسرائیل به اتحاد با خدا نرسید. خدا از او خواسته که تناسخ پیدا کند تا کارما را متعادل کند.

موسی از مصر به سرزمین مدیان گریخت و چهل سال در آنجا زندگی کرد. کتاب مقدس به ما می گوید که در آنجا بود که «فرشته خداوند در شعله آتش از میان بوته بر او ظاهر شد: او نگاه کرد و بوته در آتش سوخت و بوته نابود نشد. ” خداوند گفت: ” من مصیبت قوم خود را در مصر دیدم، فریاد ایشان را شنیدم. من غم آنها را می دانم.” سپس به موسی دستور داد: “پس بیا تا تو را نزد فرعون بفرستم تا قوم من بنی اسرائیل را از مصر بیرون بیاوری.” موسی گفت: “وقتی از من بپرسند نام تو چیست، چه بگویم؟ خداوند فرمود: «من همانی هستم که هستم، به بنی اسرائیل چنین بگویید من هستم، مرا نزد شما فرستاده است.”

پس از اینکه سرزمین به ده بلا رسید، سرانجام فرعون مصر موافقت کرد که بنی اسرائیل مصر را ترک کند و موسی آنها را در سفر خود از طریق بیابان به سرزمین موعود هدایت کرد.

در مقطعی از سفر آنها، خداوند موسی را به مدت چهل روز و چهل شب به کوه سینا فرا خواند تا اولین مجموعه الواح شریعت را دریافت کند. اما وقتی او آنجا بود، بنی اسرائیل علیه خدا و مرشد قیام کردند. بر این الواح عهدهایی که خداوند با قوم مقدس خواهد بست، نوشته شده است. آنها حاوی بیانیه های مفصلی بودند که نشان می داد مردمی که از سوی سانات کومارا حمایت مالی می شوند باید مسیر شاگردی را تحت قانون و زیر نظر مرشد طی کنند.

بنی اسرائیل به عنوان قومی مقدس فرا خوانده شدند، اما در آن زمان تجسم قدوسیت خدا نبودند و در غیاب موسی، گوساله طلایی را می پرستیدند. وقتی موسی از کوه پایین آمد و لجاجت مردم و در آغوش گرفتن خدای مادیات را دید، الواح را شکست. به این ترتیب عهدنامه های مفصل از بین رفتند و بعداً با ده فرمان ساده جایگزین شدند، که خداوند آنها را بر روی مجموعه دوم الواح نوشت. در این صورت آزمایش مردم «آزمایش ده» خواهد بود، که آزمایش چاکرای شبکه خورشیدی است.

موسی پس از چهل سال هدایت بنی اسرائیل در بیابان، اجازه ورود به سرزمین موعود را نداشت، بلکه فقط قبل از رحلت خود، آن را از کوه نبو مشاهده کرد، زیرا در خشم به جای دریافت آب، صخره را کوبید تا آب را دریافت کند. و اگرچه او قوم عبری را از بردگی مصر آزاد کرد، موسی شعله سه گانه خود را متعادل نکرد ، زیرا خدمات او فاقد کیفیت شادی بود. پرتوی صورتی عشق الهی او با شدت آتشین ارادت او به خواست خدا مطابقت نداشت.

آناندا

در تجسم بعدی موسی، به عنوان آناندا در قرن ششم قبل از میلاد بود. او شاگرد لرد گوتاما بودا شد . در اینجا، در زیر نظر پیشرفته ترین مبتدی این سیاره، او یاد گرفت که چگونه در عشق خدمت کند و از صلح و درک که از درون شعله طلایی روشنایی می آید، استفاده کند.

لرد لینگ

به دنبال آن تجسم، او در چین به عنوان لرد لینگ زندگی کرد، یکی از طبقه حاکم بود که هماهنگی بالای او با اخوان سفید او را قادر ساخت تا از طریق عمل متعادل کردن شعله سه گانه به مردمش خدمت کند. در پایان این تجسم، او صعود کرد. او سپس خود را وقف شعله درخشان و طلایی شادی از طرف همه افراد در حال تکامل در این سیاره کرد، زیرا دریافت که بدون این ویژگی، نمی توان صعود کرد و یا خدمتی عادلانه به خدا و انسان کرد.

تأملاتی در زندگی او

لرد لینگ از تجسم خود به عنوان موسی و لرد لینگ صحبت کرده است:

من خودم وارد تجسم دیگری شدم، و شما مرا در تجسم نهایی ام به عنوان لرد لینگ چین می شناسید. در آنجا حکمت را به کمال رساندم، تعادل کارما را به انجام رساندم و از شعله خدا-خوشبختی حمایت کردم. من این کار را با توجه به عزاداری و افسردگی شدیدی انجام دادم که توسط بسیاری از قوم بنی اسرائیل و یهودا که در حالتی از کارمای خود و در حالتی افسرده به دلیل عدم آگاهی از حقایق راه نجات و وعده بهشت ​​و پیروزی در زمین از مسیر بیرون رفته اند، انجام دادم. .

حتی برخی از آنها بیشتر از لحظاتی که ما در بیابان و در پای سینا بودیم با مادی گرایی پیوند بسته اند. آری عزیزانم مادی گرایی و لذت های مادی اعتیاد آور است. این اعتیادها به دور از بهبودی، روز به روز بدتر می شوند.

بنابراین، من همانگونه که خدا نامش را در قلب شما حک می کند، اسرار واقعی ملکوت، درک واقعی الزامات شریعت و مسیر را حک می کنم. اگر قادر به خواندن این نوشته نیستید، بدانید که آنچه در درون شما می سوزد، آتشی زنده است، آتشی است که در خود فرو می رود. این آتش همه‌گیر خداست که اگر اجازه دهید، همه آن مظاهر را در شما می‌بلعد.

باشد که زود به دنبال آتش مقدس و سپس شعله بنفش و دعوت هفت فرشته باشید . برای کسانی از شما که از این نسل ابراهیم ، ​​که در نهایت از نسل سانات کومارا نازل شده اید ، در این ساعت سرنوشتی دارید. زیرا آموزش شما در تمدن دوران طلایی باستانی برای شما مناسب است که شبان واقعی باشید.

بنابراین، عیسی می‌دانست که با چه کسی صحبت می‌کند، زیرا گفت: «گوسفندان من را بچرخانید.» کسانی هستند که به درستی قادرند و به واسطه کارما و سرنوشت دارما خود برای تغذیه روح میلیون‌ها نفر روی زمین فراخوانده شده‌اند. من همه شما را به این دعوت فرا می‌خوانم، زیرا ممکن است شما پسرخوانده‌ای باشید که تصمیم گرفته‌اید برای ادعای وراثت مشترک خود با نور الوهیت ، وارد شوید. بنابراین، چه پسر خوانده باشید و چه خود را جزو کسانی بشمارید که سنت‌هایشان را واقعاً از آغاز می‌دانند، من آمده‌ام تا شما را به دفتر دعوت عالی سرنوشت الهی تان بکشانم.

امروز خدمت ایشان

لرد لینگ کانون شعله شادی را در خلوتگاه جوفیل و کریستین در چین حفظ می کند . او اغلب در اینجا و سایر اعتکاف‌های اخوان رفت و آمد می‌کند، و از شعله شادی به عنوان کانون،و یک آهنربای الهی، استفاده می‌کند تا بشر را به آگاهی اربابان معراج بکشاند. شتاب شادی عظیم او به او احساس زندگی با فراوانی، زندگی مقدس و زیبا می دهد.