عناصر عنصری موجوداتی هستند که در آثار غیبی و کیمیاگری مربوط به دوران رنسانس اروپا توصیف شده اند و به ویژه در آثار پاراسلسوس در قرن شانزدهم شرح داده شده است . طبق گفته پاراسلسوس و پیروان بعدی او، چهار دسته عنصر وجود دارد که عبارتند از گنوم ها ، آندین ها ، سیلف ها و سمندرها . این عناصر با چهار عنصر امپدوکلیس در دوران باستان مطابقت دارند: خاک ، آب ، هوا و آتش . اصطلاحات به کار رفته برای موجودات مرتبط با عناصر کیمیاگری بر اساس منبع متفاوت است.
تاریخچه
مفهوم پاراسلزیایی عنصرها از چندین سنت بسیار قدیمی در اساطیر و دین نشأت می گیرد. رشته های مشترک را می توان در فولکلور , آنیمیسم , و انسان گرایی یافت . نمونه هایی از موجوداتی مانند پیگمی از اساطیر یونان گرفته شده است .
عناصر خاک، آب، هوا و آتش به عنوان اجزای سازنده اصلی طبیعت طبقه بندی می شدند . این نظام در دنیای کلاسیک غالب شد و در فلسفه طبیعی قرون وسطی بسیار تأثیرگذار بود . اگرچه پاراسلسوس از این مبانی و نامهای رایج موجود از قبل موجودات عنصری استفاده میکند، او این کار را برای ارائه ایدههای جدیدی انجام میدهد که بر سیستم فلسفی خودش گسترش مییابد. هومونکولوس نمونه دیگری از ایده پاراسلزیایی است که ریشه در سنت های کیمیاگری، علمی و فولکلور قبلی دارد.
ارواح طبیعت که بندگان خدا و انسان در صفحات ماده برای استقرار و حفظ سطح فیزیکی به عنوان بستر تکامل روح هستند. عناصری که در خدمت عنصر آتش هستند سمندر (salamanders) نامیده می شوند . کسانی که به عنصر هوا خدمت می کنند، سیلف ها (sylphs) هستند . کسانی که به عنصر آب خدمت می کنند، آندین ها (undines) هستند; کسانی که به عنصر زمین خدمت می کنند، کوتوله ها (gnomes) .
ارورومایسیس و دایانا Oromasis and Diana مسئول عنصر آتش و همه سمندرها هستند. نپتون و لوارا Neptune Luara ، آندین ها و آب های عظیم را هدایت می کنند. آریس و ثور Aries and Thor بر سیلف های برازنده و قلمروهای بی مسیر هوا نظارت می کنند. و ویرگو و پیلار Virgo and Pelleur مادر و پدر زمین و کوتوله ها هستند.

توضیحات عناصر
سمندر موجودی با ارتفاع حداقل نه فوت است که شعله ای تپنده دارد و رنگ شعله مدام تغییر می کند – نور سفید آتشین و رنگ های رنگین کمان. این موجودی است به شکل مردی که تماما از شعله و با دو چشم بسیار ناب و آتشین پیوسته در حال حرکت است.
ویرگو و پیلار کوتوله ها را توصیف می کنند:
موجوداتی که شما به آنها کوتوله می گویید، که تصویرشان در داستان سفید برفی و هفت کوتوله و دیگر افسانه های پریان کوتوله شده است، در واقع اندازه آنها از موجودات سه اینچی در حال بازی در علف ها تا کوتوله های سه فوتی متغیر است. راه رسیدن به سلسله مراتب کوه هایی که در سالن بزرگ پادشاه و ملکه کوهستان حضور دارند توسط گریگ نگاهی اجمالی شده و در موزیکال او ادای احترام به کوتوله های خاص نروژ و اسکاندیناوی ها به تصویر کشیده شده است.
در پادشاهی عنصری زمین غول هایی وجود دارند. اینها موجودات قدرتمندی هستند که اتم و مولکول را به دست می گیرند و از طریق فاجعه، سیل و آتش تعادل را برای قاره ها حفظ می کنند. این تکامل توسط الوهیم ایجاد شد تا بستر آزمایش بزرگ در اراده آزاد را که خداوند برای فرزندانش که آنها را به منظومه های سیاره ای فرستاد تا در آگاهی مثمر ثمر باشند و تجلی خدا را در فرزندان و در آثار دست آنها فرزندانشان تکثیر کند، ایجاد کنند.
کار عنصرها
کوتومی ، که در تجسم خود به عنوان فرانسیس قدیس، ارتباطات زیادی با زندگی عنصری را می دانست ، در درس های کلاس کرونا در مورد کار عنصرها صحبت می کرد:
زندگی خدا در قلمروهای معدنی، گیاهی و حیوانی و در سراسر جهان غیبی ارواح طبیعت وجود دارد – پادشاهی مملو از زندگی “عنصری”، پچ پچ شاد الف ها و پری ها، آدمک ها در حال کار (البته نه همیشه) آنها سوت می زنند! سیلفها ابرها را مرتب میکنند و در بادها میچرخند، غولهایی که امواج را میپاشند و سمندرهایی که در حلقههای آتشین پرتوهای رنگین کمان میرقصند.
گنوم ها
آنقدر سنگینی کارمای بشر را تحمل میکنند که خود کوتولهها راه انسان را میگیرند، بدخلق و بداخلاق میشوند تا اینکه معلمی شیرین ظاهر میشود (مثل مادر مبارک در کسوت سفید برفی) تا آنها را به آرامی در مقیاس زمینیشان بالا ببرد. تکامل تحت سلسله مراتب خود، ویرگو و پیلار، موجودات استادانه ای که تعادل نیروها را در زمین حفظ می کنند. کوتوله ها در سطح فیزیکی درست فراتر از حجاب (طیف) دید معمولی عمل می کنند. در اینجا به آنها عنصر زمین می گویند. گاهی اوقات از گوشه چشم آنها را می بینید – سپس فکر می کنید حتماً تصورش را کرده اید!

سیلف ها
سیلف ها به حوزه آسمان و سیستم های تصفیه و فشار هوا خدمات رسانی می کنند. همه اینها در تغییرات کیمیاگری آب و هوا و چرخه های فتوسنتز و بارش مشاهده می شود. این عنصرها موجودات چیره دستی هستند که “بدن” هوایی خود را از سطوح کوچک به کلان منقبض می کنند و همیشه شعله را برای قلمرو ذهنی نگه می دارند، صفحه ذهنی که مطابق با عنصر هوا یکی از چهار عنصر تعیین شده توسط باستان است . از این رو توسط کیمیاگران، سیلف ها به عنوان عناصر هوا شناخته می شوند. آنها به فرمان سلسله مراتب خود، آریس و ثور پاسخ می دهند.
پیکربندی جسم زمین و شیمی زمین، که توسط برادر عرفانی و دانشمندان اولیه که تلاششان برای کنترل نیروهای طبیعی شامل هدف گریزان تبدیل فلزات اساسی بود، به چهار مرحله یا کیفیت متمایز ماده – آتش، هوا، آب و زمین – کاهش یافت. به ساخت طلا از طریق دگرگونی – در واقع دور از حقیقت بالاتر نبود.
چهار کالبد پایینی انسان مربوط به به اصطلاح چهار سطح ماده است که توسط نیروهای کیهانی که از طریق موجودات تکاملیافتهتر طبیعت متمرکز میشوند، سروکار دارند. در واقع، ممکن است برایتان جالب باشد که بدانید آنها خلق شدند تا به پسران و دختران خدا خدمت کنند، زیرا آنها نیز بر علوم زمین تسلط دارند و در فضا (اعم از درون و بیرون) و زمان تسلط پیدا می کنند. همانطور که انسان به دنبال تسخیر جهان خود در دریای آب و در دریای نور است، در ارتعاشات قلمروهای زیر اتمی و مافوق صوت از طریق اثبات خدایی خود بر جهان گام به گام در تمام جنبه های چهار پادشاهی، با توجه به آگاهی بیرونی خود، با عناصری همکاری می کند که میلیون ها سال همه چیز را تحت کنترل داشته اند.

سمندرها
سمندرهای آتشین اسرار عنصر آتش را نگه می دارند که با بدن اثیری مطابقت دارد. اینکه دقیقاً در چه نقطه ای آتش فیزیکی، گریزان و دشوارترین نقطه، تبدیل به آتش مقدس می شود، رازی است که توسط روح الهی تعلیم داده شده است، که در قلب مقدسین مشاهده می شود، دانشمندان هسته ای آن را به آرامی لمس می کنند، اما عناصر آتش در دست آنها است.
در خدمت مطیع و محبت آمیز به سلسله مراتب خود، اوروماسیس و دیانا، قلمرو آنها از هسته هر اتم و سلول حیات تا هسته زمین امتداد دارد. آنها معلمان دلسوز و باهوشی هستند که آماده اند راه های عملی به کارگیری انرژی جهانی – از قلب الکترون تا قلب خورشید – را به بشر بیاموزند.

آندین ها
عناصر آب، که در پری دریایی های گریزان اما مسحور کننده به تصویر کشیده شده اند، الهام بخش بسیاری از داستان های عاشقانه بین تکامل انسان و عنصر هستند. «عبور» از قلمرو عنصری به قلمرو بشری یک پدیده شناخته شده است. این دری است که باز شده و دوباره بسته شده است تا در برخی موارد مجزا، به یک عنصر گرانبها از فضیلت و دستیابی اجازه دهد تا در مقیاس تکامل از طریق خانواده بشریت حرکت کند و در نهایت جرقه الهی را به دست آورد.
بیشتر اوقات، عناصر عنصری به قلمرو حیوانات می روند و با خدمت به انسان از طریق گونه های بسیار باهوش مانند فیل ها، نهنگ ها، گرازهای دریایی و حتی سگ ها یا اسب های دوست داشتنی و پاسخگو، به تکامل سرعت می بخشند.
خاطره نژادی چنین وقایعی به لموریا و آتلانتیس برمی گردد و امروزه به عنوان افسانه یا باور ساختگی توسط کسانی که زندگی آنها به حدی تغییر می کند که با سرعت یا عزت نفس شخصی آنها مطابقت داشته باشد، نگهداری می شود. آنها این «سطح فرعی» یک موج حیات را که در سطوح ناخودآگاه درک میشود، اما در همه جا انکار میشود، جدی بگیرند، مگر در بازی رویای نیمهشب تابستان.
با این وجود، کار جدی آندین ها ادامه می یابد، زیرا اقیانوس ها و رودخانه ها و دریاچه ها، نهرها و جویبارها و قطرات باران همه در شکل گیری مجدد بدن سیاره ما و انسان نقش دارند.
آندین ها که در امواج و آبشارها نیز می خندند و بازی می کنند، عاشقانه از سلسله مراتب خود الگو می گیرند. نپتون پادشاه اعماق است و همسرش، لوارا، مادر جزر و مد، حاکم بر چرخه های باروری و عنصر آب است زیرا بر بدن عاطفی (معروف به آب، احساس یا بدن آرزو) و ارتباطات شادی بشر تأثیر می گذارد. ، غم و اندوه ، گناه ، خشم و عشق از طریق صفحه اختری ، به شدت بر ناخودآگاه جمعی نژاد تأثیر می گذارد.

آگاهی عنصری ها
تفاوت زیادی در آگاهی پادشاهی معدنی، گیاهی، حیوانی و انسانی که توسط چهار نوع عنصر مورد استفاده قرار می گیرد، وجود دارد. همانطور که بدن انسان در خواب از خود آگاه نیست، ملکوت معدنی نیز خودآگاهی ندارد، بلکه کیفیت خاصی از «چگالی معدنی» را نشان میدهد که حیات عنصری آن را به جوهر ماده وارد کرده است.
برای مثال، کوتولهها، اگرچه توسط یک غربی معمولی به ندرت شناخته میشوند – اما در میان ایرلندیها بهعنوان «مردم کوچک» شناخته میشوند، یا بهعنوان پری بدجنس به نام leprechauns شناخته میشوند، اما وجود دارند و کیفیت شگفتانگیزی از درخشش معنوی را به پادشاهی معدنی میبخشند. از طریق آگاهی از وجود خود عنصر مستقیماً از والدین خورشیدی این منظومه – هلیوس و وستا . کوتوله ها مسئولیت اجرای الگوی الهی برای هر سنگ، سنگ قیمتی و عنصر حیات معدنی را بر عهده دارند. به همین ترتیب، بسیاری از موجودات فرشتهای اثیری (از تکامل اهریمنی) نیز وجود دارند که مسئول تسخیر طرح خدا در نظم طبیعی هستند.
درختان و گیاهان، البته، نه از آگاهی انسان و نه آگاهی عنصری برخوردار نیستند، بلکه توسط دیواهای پیشرفته ای که مراقب آنها هستند، درجات بیشتری از آگاهی از زندگی را نسبت به قلمرو معدنی به آنها داده اند.
جذب درختان و گیاهان توسط دیواها که عناصر خاص گیاهی اختصاص داده شده به دستههای گیاهی را هدایت میکنند – و به تعداد بیشماری وجود دارند که به معنای واقعی کلمه به هر چیزی که رشد میکند، توجه میکنند – دلیل این واقعیت غیرقابل انکار است که افرادی که مراکز معنوی خود را با آنها هماهنگ میکنند. پادشاهی طبیعت قادر است با درختان و گیاهان صحبت کند و یک پاسخ قابل درک فیزیکی به جرقه آگاهی که از طریق آن به گیاه منتقل می شود دریافت کند. “سیستم عصبی.” نیروی حیات در گیاهان و جانوران در عکاسی کرلیان جدا شده است و هاله ای از انرژی جهانی، یک میدان الکترومغناطیسی را آشکار می کند که برای انسان نیز رایج است.
با گام برداشتن در مقیاس بیان زندگی از گیاهان تا جانوران، ما با هماهنگی مشابه گروه-روح گونه های حیوانی را کشف می کنیم که کیفیت های هوش بالاتر را نشان می دهد. بسیاری از حیوانات دارای خصوصیات تقریباً انسانی و حسی عجیب و غریب هستند که در نمایش آن تقریباً روانی است. این امر به ویژه در مورد نژادهای خاصی از سگ ها و اسب ها صادق است و در فیل و پستانداران پایین مشخص شده است.
پستانداران دریا، ماهیها، فوکها و پنگوئنها از یک هوش فوقالعاده مستثنی نیستند، و مطالعه بیشتر توسط دانشمندان ، هماهنگی شگفتانگیزی را در قلب تمام زندگی، در همه جا در قلمرو طبیعت آشکار خواهد کرد. حشره شناسان هرگز از شگفتی های مورچه شگفت زده نمی شوند. و گفتار حکیم «برو به مورچه ای تنبل…» نشان می دهد که انسان چیزهای زیادی برای عبرت گرفتن از اسرار واقعی طبیعت دارد.
تأثیر انسان بر عنصرها
نوع بشر تأثیر فوقالعادهای بر زندگی اصلی دارد – برای بهتر یا بدتر شدن . عناصر بسیار آسان تحت تأثیر قرار می گیرند. آنها راحت تر از یک کودک تحت تأثیر قرار می گیرند. به عنوان مثال: فکر و احساس اشتباهی که هر روز از طریق دعوای زن و شوهر در یک شهر کوچک سرازیر می شود، می تواند منجر به وقوع گردباد در آن شهر شود. درست است! یک گردباد می تواند توسط افکار و احساسات مردم آن شهر ایجاد شود، اگر عناصر عنصری آن را بگیرند. اما سیلف ها قابل کنترل هستند و برای فرزندان خدا کار خواهند کرد.
مرقس پیغمبر یکی از تجربیات خود را در کار با عناصر عنصری بازگو می کند:
به یاد دارم که در نزدیکی شهر شیکاگو، ایلینویز رانندگی می کردم. و همانطور که به نزدیکی شیکاگو رسیدیم، کل منطقه با ابرهای طوفانی سیاه شده بود . این یک صحنه وحشت مطلق بود، زیرا در این ابرهای طوفانی طوفان ها و گردبادها پنهان بودند. بنابراین وقتی متوجه خطر شوم و تهدید کننده شهر شدیم، تمام گروه ما در ماشین بلافاصله وارد عمل شدند و با سیلف های هوا تماس گرفتند.
قبل از شروع ما، طوفان ها و بادها شروع به زوزه کشیدن کردند. آنها وحشتناک زوزه می کشیدند، و همانطور که یک کودک گریه می کند هق هق می زدند – می توانستید آن را در باد بشنوید. ما احکام خود را دادیم و برای عنصری ها آواز خواندیم و خواهان انحلال طوفان شدیم و همه چیز دقیقاً همانطور که ما اعلام کردیم انجام شد. ابرهای طوفانی ناپدید شدند و با فراخوانی به عناصر عنصری، شهر از ویرانی وحشتناک نجات یافت.
وقتی قلب ما به قلب خدا پیوند زده شود، هیچ چیز غیر ممکن نیست.
کوتومی از تأثیر انسان بر عنصرها می گوید:
همه این آفرینش دوست داشتنی آغشته به بخشی از عقل الهی، «پادشاهی» خدا تلقی می شود و در اصل تحت سلطه انسان به عنوان مظهر خدا قرار گرفته است. طبیعت از طریق ارتعاشات آلوده ظلم، نقص انسان را جذب کرده است. این نقص ها صفات وحشیانه جانوران جنگل حیوانی تلقی می شود، در حالی که در واقعیت، وقتی حقیقت زندگی شناخته شود و رکورد آکاشا و هاله سیاره ای به طور دقیق خوانده شود، آموخته می شود که حیوان و همچنین حیات عنصری در ابتدا عواقب آنها را جذب کرده است. تصاویری گاهی عجیب و غریب از نوع بشر.
وحشی گری، آدم خواری، خشونت، انتقام و کشتار از پایین ترین تبار تکاملی بشر سرچشمه گرفته و مستقیماً از طریق ارتعاش (در اینجا ثابت می کند که قدرت مثال می تواند بدترین معلم نیز باشد) به زیرگونه منتقل شد. بنابراین، مغناطیس حیوانی در انسان – که غالباً زیر حیوان است و خشم شیطانی را برمی انگیزد – این مقوله باید در فرآیند آزادسازی سیاره نجات یابد (یعنی توسط شعله بنفش تغییر شکل دهد).
این را میتوانید از همین حالا با فراخوانهای پرشور برای عمل دایره و شمشیر شعله آبی آستریا ، شخصیت مادر جهانی که در سطح الوهیم عمل میکند (که در شرق به عنوان کالی معرفی میشود ) که فرزندانش را آزاد میکند، به اجرا درآورید- برای هر پادشاهی از ماتریس شیطانی تحمیلی فرشتگان سقوط کرده انتقام جو . آتش بنفش که از احکام مصمم و صمیمانه شما سرازیر می شود، به معنای واقعی کلمه رنگ آگاهی انسان را از تمام حیات عنصری برمی دارد. این برای احیای زیبایی طبیعت ضروری است.
سن ژرمن محبوب و دیگر استادان عروج شده در پیوندهای مختلف تجسم خود با زندگی عنصری در حال تکامل در قلمرو حیوانات تماس داشتند. در برخی موارد، این امر مستلزم شفاعت بعدی آنها از جانب عناصر خاصی بود که به شکل حیوانی تجسم یافته بودند. آزادی این عناصر مبارک «زندانی» در بدنهای متراکم، در بیش از یک بار هدیه عشق و آتش بنفش از معراج به آن بخش اصلی زندگی بوده است که قبلاً با او تماس داشتند.
از طریق تابش مهربانی، شادی و قدردانی، تمام طبیعت در نهایت به حالتی بکر از کمال عدنی دست می یابد که در آن “گرگ با بره، پلنگ با بزغاله، گوساله و شیر جوان با هم زندگی خواهد کرد… ” قانون جنگل وحشی با قدرت آگاهی ملغی خواهد شد و آن مردانی که خوش شانس هستند که در این سیاره باقی بمانند الهیان زنده خواهند بود. با شفاعت آنها، همه عناصر از حبس به اشکال موقت حیوانی رها می شوند. تابش عشق الهی که به تپش قدرتی عظیم میرسد، فوراً ارتباط عناصر تکاملیافته را با ماتریکس و آگاهی حیوانی خود محدودکننده قطع میکند و از بین میبرد.
برخی از شما خواندن عشق من به پرندگان و موجودات را به یاد می آورید که آنها بدون ترس به سراغ من آمدند. عزیزان دل، در اکثر حیوانات ترس نتیجه احساسات خود انسان است که از طریق ذهن توده ای به حیوانات القا شده است . غرایز بقای انسان که از دوران ماقبل تاریخ حفظ شده است، میل شدید به محافظت از خود را حفظ می کند. خاطرات مسابقهای از رویاروییهای گذشته با جانوران وحشی، یک رکورد و یک رفلکس خودکار را زنده نگه میدارد که به موجب آن انسان با احساس حضور برخی حیوانات وحشی به حالت دفاعی برمیگردد.
از طریق قدرت آگاهی، انسان ها می توانند به قانون بزرگ زندگی متوسل شوند تا آنها را از این ترس نهفته ای که باعث بیگانگی از همه حیات عنصری می شود، رها کنند. ما از بیاحتیاطی در نزدیک شدن به حیوانات وحشی دفاع نمیکنیم، زیرا تا زمانی که عمل درونی تبدیل هر ترس و تردید به عشق کامل نشود، بهتر است مردم خود را بیرویه در معرض خطرات جانورانی قرار ندهند که در عین حال از پایینترین سطوح به آگاهی جهانی انسان پاسخ میدهند. زیرا شعله رستاخیز هنوز توسط پسران و دختران خدا به آنها منتقل نشده است.
به یاد داشته باشید، عزیزان، تنها زمانی که هر ترسی از درون شما، به ویژه ناخودآگاه، با حضور خدای بزرگ حذف شود، انرژی ارتعاشی پایین مار کبری، شیر و همه جانوران ویرانگر تسلیم قدرت عظیم شما خواهد شد. قدرت دستیابی واقعی آگاهی ، ما به کسانی که شروع به درک این نکته می کنند یادآور می شویم که تسلط بر خود آنها کلید پیروزی تمام تکامل های زمین است: “کسی که خود (چهار بدن پایین خود) و دروازه خانه خود (آگاهی،و چاکراهای بدن خود) را حفظ می کند بزرگتر از فرمانروای یک شهر است.
بار کارمایی بر عناصر عنصری
زمین می تواند بسیار متفاوت باشد اگر عناصر عنصری با آلودگی و سنگینی کارمای بشر خم نمی شدند . در پیدایش، خدا به آدم میگوید: «زمین به خاطر تو ملعون است. در غم و اندوه در تمام روزهای زندگی خود از آن خواهید خورد.» “زمین” نمادی از زندگی عنصری است. به عبارت دیگر، به دلیل سقوط انسان از فیض (که در چهره های آدم و حوا نشان داده شده است ) عناصر عنصری «نفرین شده» شدند – یعنی کارمای منفی بشر وارد دنیای آنها شد – و عناصر عنصری وظیفه حفظ تعادل را در آنجا محول کردند. اکنون عدم تعادل کارمایی ظاهر شد.
وزن کارما طی قرن ها و هزاره ها در حال افزایش است. با این حال عناصر عنصری قهرمانانه به کار خود ادامه می دهند تا زمین، هوا و آب سیاره ما را پاکسازی کنند. آنها روز به روز تلاش می کنند تا زمین را روی سطح یکنواخت نگه دارند. بدون کار بیپرده عنصریها، ما بستری فیزیکی برای زندگی نخواهیم داشت. ما جایی برای تمرین کارما یا رشد معنوی نداریم.
در سال 1990، اوروماسیس محبوب گفت که عناصر عنصری وزن زیادی از ظلم و افسردگی، ناامیدی و دلسردی را به دوش می کشند. مانند نوع بشر، عناصر عنصری بی حال می شوند. خسته می شوند. سربار می شوند. آنها بیش از حد کار می کنند… اما عزیزان، می توانید آنها را از آن پاک کنید.
عنصریها شعله سهگانه ندارند و اوروماسیس میگوید تا زمانی که آن شعله سهگانه را به دست نیاورند، «باید به شعله قلبت تکیه کنند. بله، آنها با شما حکم می کنند، اما باید شما را برای حکم کردن داشته باشند. زیرا آنها به مذبح قلب شما وابسته اند، همانطور که شما به محراب قلب خدا و به شعله های سیر نشده… این فقط خانواده و فرزندان شما نیستند که به شما وابسته هستند، بلکه هر یک از شما به طور بالقوه به شما وابسته است. میلیونها عنصر عنصری که به شعله قلب شما وابسته هستند.
در سال 1996، لانلو به ما گفت که عناصر عنصری هنوز زیر بار بسیار سنگینی کار می کنند.
عناصر و سلسله مراتب آنها به حد خود رسیده اند. آنها دیگر نمی توانند و نمی توانند گناهان دنیا را تحمل کنند. ما از شما می خواهیم که برای آنها دعا کنید، زیرا زمانی که آنها دیگر نمی توانند وظایف خود را انجام دهند، می توانید یک فاجعه سیاره ای را پیش بینی کنید. پس به نفع شماست که به یاد عناصر عنصری باشید، راه بروید و با آنها صحبت کنید، با چهار سلسله مراتب آنها تماس بگیرید و آنها را تشویق کنید، آنها را امیدوار کنید و در کنار آنها بایستید. وگرنه میبینید که یکی یکی تسلیم میشوند….
چه اتفاقی میافتد اگر تمام زمین به جایی تبدیل شود که موجودات عناصر در آن اعتصاب کنند و بگویند: «دیگر نمیتوانیم با کوههای کارما و مواد آلودهای که بشر در آبها، در زمین در هوا میریزد مقابله کنیم!
عناصر عنصری برای مدت طولانی به ما کمک کرده اند. حالا نوبت ماست که به آنها کمک کنیم. ما ابزار معنوی شعله بنفش و قدرت روح الهی را برای انجام آن داریم.
کار با عنصرها
در 8 ژوئیه 1990، شعله دوقلوی اروماسیس، دایانا، اعلام کرد که موج جدیدی از همکاری بین پسران و دختران خدا و زندگی عنصری را آغاز می کند. دایانا گفت:
من امروز نمایندگان چهار پادشاهی را با خود آورده ام. به هر یک از شما یک گروه از عناصر عنصری داده می شود، تعدادی از هر یک از پادشاهی ها. ممکن است فکر کنید که امروز یک قبیله کوچک را پذیرفته اید که تعداد آنها دوازده نفر است. اگر در قلب الماس مریم و موریا قلب محور باشد ، با تو خواهند ماند و فرمان تو را اطاعت خواهند کرد . و تا زمانی که شما آنها را مراقبت و پرورش دهید، باقی خواهند ماند.
آنها را در تماس های خود بگنجانید و به آنها تکالیف بدهید، اما فقط مطابق با خواست خدا. آنها را برای بسیاری از اهداف در زندگی خود فراخوانی کنید، بدون استثنا برای شفای چهار کالبد پایین بدن یا توجه به امور عملی. و همانطور که نتایج تعامل خود را با آنها می بینید و آنها را با خود در پیاده روی خود می برید، ممکن است متوجه شوید که این بخش از ارتش خداوند چیست.
بنابراین، هنگامی که کسانی که در مقیاس سلسله مراتب بالاتر هستند، ملایمت شما و همچنین استحکام شما و توانایی شما در به خدمت گرفتن نیروهای پادشاهی عنصری را برای کارهای خوب درک کنند، به این فکر میکنند که بندگان مطیع شما نیز شوند… نگهبانان شعله ، با خدا راه بروید—و همانطور که این کار را انجام می دهید، بدانید که خدا در زندگی اصلی با شما راه می رود.
به سربازان دوازده نفری خود روزانه تکالیف عنصری بدهید. اینها می تواند هر تلاش سازنده ای باشد که نه فقط به یک یا دو یا ده نفر، بلکه به ده ها هزار و میلیون ها نفر کمک کند. از آنها بخواهید که به امور عملی از جمله شفای خود و دیگران رسیدگی کنند. تمام زندگی عنصری می داند که چگونه درمان کند. مطمئن باشید که خواسته های شما مطابق با خواست خداوند است. همانطور که شما در به کارگیری نیروهای عنصری کوشا هستید، موجودات دیگری که قدرتمندتر از عنصرها هستند، خدمتگزار شما خواهند شد. فقط فکر کنید با کمک های بیشتر و بیشتری که در اختیار دارید چه کاری می توانید انجام دهید!
در سال 1993، اوروماسیس و دایانا دوباره با التماس و دعا برای عناصر عنصری آمدند. آنها سیارات دیگری را توصیف کردند که امروزه عقیم هستند، زیرا عناصر عنصری در آن سیارات هیچ حمایتی نداشتند – هیچ پسر و دختر خدایی که شعله آتش را برای آنها نگه دارد.
عناصر در عصر طلایی
مرقس پیغمبر یک بار آن صحنه را برای ما ترسیم کرد که اگر عناصر عنصری با آلودگی و سنگینی کارمای بشر خم نمی شدند، زمین چگونه می شد:
اگر به تدبیر الهی عمل کرده بودیم، می توانستیم ارواح طبیعت را ببینیم و با آنها دوست شویم. ما مجبور نیستیم با طوفان های کوچکتر یا بزرگتر روبرو شویم. زمین برای آبیاری محصولات ما شبنم می ریخت. باران نمی بارید، اما شبنمی از هوا ظاهر می شد. هوا از رطوبت اشباع می شود، دقیقاً به مقدار مناسب در همه جای زمین، و صحراها مانند گل رز شکوفا می شوند، و رطوبت اضافی و کمبود آن وجود نخواهد داشت. برای هر آب و هوایی مناسب خواهد بود.
شما زیباترین هوا را خواهید داشت و زیباترین گلها را در سراسر جهان خواهید داشت. شما غذای زیادی خواهید داشت و متوجه میشوید که مردم حیوانات را برای زندگی نمیکشند. میوه فراوان خواهد بود. بسیاری از میوههایی که ظاهر میشوند حتی در حال حاضر روی این سیاره نیستند… ما با عناصر عنصری ارتباط برقرار میکنیم و به آنها نشان میدهیم که چگونه به جلوهای بالاتر بروند. و ما دستورات خود را از فرشتگان دریافت خواهیم کرد.