زندگی اوناگ شانلی-توفلو متولد 1929 مانند یک افسانه پرسرعت 86 ساله است.
او در یک مزرعه لیتریم در ایرلند بزرگ شد، به عنوان یک راهبه مبلغ در محله های فقیر نشین کلکته کار کرد، سپس به عنوان یک ماما در لندن کار کرد. در چین طب جایگزین خواند، در پاریس با مردی فرانسوی آشنا شد اما مرد در بیستمین سالگرد حرفه او به عنوان راهبه با یک ایتالیایی ازدواج کرد و در آخرین بیماری از دوک ویندزور پرستاری کرد.
بعداً، وقتی شوهر وی بیمار شد، اوناگ اتفاقی پرنسس دایانا را به دکترش معرفی کرد، در نتیجه حسنات خان متخصص برجسته قلب پاکستان و خانواده سلطنتی خاطی شروع به رابطه ای پرشور کردند.
مدتی قبل اوناگ طراح ژاپنی ایسی میاکه را ملاقات کرد که او را نزد لرد اسنودون، یکی دیگر از اعضای خانواده سلطنتی، فرستاد تا از او عکس بگیرند. بازیگر بریتانیایی جرالدین جیمز در سال 2013 نقش اوناگ را در فیلم زندگینامه ای دایانا بازی کرد که دو سال آخر زندگی شاهزاده خانم را پوشش می داد.
روزنامه نگار آرمینتا والاس در مورد این زن 72 ساله زمانی که آنها در سال 2002 ملاقات کردند میگوید: او راهبه بود. او زمانی که فقط 16 سال داشت به یک نظم فرانسوی به نام خواهران کوچک فقرا پیوسته بود و قلب پدرش را شکست.
او کمی از این کار و مقداری از آن، از جمله کشاورزی، انجام داد، اگرچه از سلاخی حیوانات خود بیزار بود. همچنین برخی از شفا با داروهای باستانی و pishoges. و دختر “رویایی” او نور زندگی او بود، اما او تنها یک بار پس از ترک مزرعه نزدیک موهیل به سمت صومعه در کیلمینهام، دوبلین، او را دید.
اگنس مری شانلی، که همیشه با نام اوناگ شناخته می شد، اولین عهد خود را در 8 دسامبر 1948 بست و به عنوان پرستار آموزش دید. در سال 1952 برای ادامه تحصیلات مذهبی به فرانسه فرستاده شد.
در 29 سالگی به هند رفت. ابتدا بمبئی و سپس کلکته. راهبهها بهعنوان دلخواه بودند، در خیابانهایی که از قبل مملو از گدایان بود، برای صدقه گدایی میکردند.
خاطرات او زنی را توصیف می کند که فقط یک مشت برنج داشت و میتوانست که نصف راهبه ها را غذا بدهد. مادر ترزا در آن زمان در کلکته کار می کرد. شانلی به او پیشنهاد کرد که در حالی که مراقبت او برای افراد در حال مرگ الهام بخش بود، ممکن است کارهای بیشتری برای زنده ها انجام شود.
او در هند بود که پدرش فوت کرد، بلافاصله پس از آن تشخیص داده شد که به سرطان مبتلا شده و به اروپا بازگردانده شد.
زندگی صومعه ای در فرانسه برای او مناسب نبود، و او برای تحصیل مامایی در لندن را ترک کرد و در سال 1967 شرایط لازم را کسب کرد. در همین زمان، او با یک معمار ایتالیایی، جوزف توفلو، ازدواج کرد. ولی همسرش مدتی به خاطر یک زیباروی ایتالیایی او را ترک کرد.
او جدا از عشق ، طب سوزنی را نیز در پاریس کشف کرد و برای کسب اطلاعات بیشتر از چین دیدن کرد. پس از آن پرستاری او از بیماران خصوصی بر روی طب جایگزین و نیز متعارف متمرکز شد و در این میان تأثیر پدرش بیشتر مشخص شد.
به عنوان یک پرستار، بیماران با او ارتباط خوبی داشتند، و دوک ویندزور ادوارد هشتم را در آخرین بیماری خود در دهه هفتاد میلادی درمان کرد، و برای این خدمت، دوشس یک سنجاق سینه کارتیه به او داد.
پرنسس دایانا برای خدمات شانلی-توفلو به عنوان یک شفا دهنده ارزش قائل بود و از طریق او دایانا با متخصص قلب حسنات خان آشنا شد، اما رابطه دایانا با حسنات خان بعد از مدتی متزلزل شد و دایانا دو ماه بعد در تصادف رانندگی درگذشت.
اوناگ شانلی توفلو بدون فرزند در سال 2015 در لندن درگذشت و عروج پیدا کرد. او در خاطرات خود نوشت: “من احساس شگفت انگیزی از تعلق به خدا داشتم.”