شعله دوقلوی پل ونیزی، بانوی عروج یافته استاد روث هاوکینز است . روث در 18 فوریه 1907 در توپکا، کانزاس (همچنین زادگاه کلارا لوئیز کینینگر ) به دنیا آمد. روث در آلبوکرکی، نیومکزیکو زندگی می کرد که در اکتبر 1995 در سن هشتاد و هشت سالگی عروج کرد.
او روحی آتشین و سرسخت بود که کمک زیادی به آرمان اخوان بزرگ سفید کرد . او موهای بلوند و چشمان آبی شفاف و زیبا داشت. رفتار او شاهانه بود، و او رسالت خود را با وقار انجام داد.
خدمت او به ارباب
روث اولین بار در سال 1936، زمانی که بیست و نه ساله بود، آموزه های استاد را از طریق فعالیت I AM یافت. در حالی که روت در دهه 1950 عضو پل آزادی بود، پل ونیزی دیکته ای داد که نشان می داد روت شعله دوقلوی او است و هنگامی که او صعود می کند، نام او الهه زیبایی خواهد بود .
روث از سال 1963 تا 1973 مدیر گروه مطالعاتی The Summit Lighthouse در لس آنجلس بود که در آن زمان گروه آزادی سنت ژرمن نامیده می شد. در آن زمان یکی از بزرگترین گروه های Summit Lighthouse در کشور بود. تقریباً بیست سال بود که روث بعد از ظهر هر پنجشنبه با دیگر نگهبانان شعله مراسم بیداری برگزار می کرد .
در سال 1971 در مراسمی که توسط مارک کلر انجام شد ، روث هاوکینز به دلیل کار خستگی ناپذیر و وفادارانه و خدمات شایسته خود به اربابان معراج از سوی سنت ژرمن نشان شوالیه دریافت کرد. او به او لقب شوالیه لیدی آدورموس را داد .
فرانسه
روث زندگی خود را وقف پل ونیزی کرد. به درخواست او در پاییز 1984 با یکی دیگر از فداییان به فرانسه سفر کرد. آنها آپارتمانی را در پاریس اجاره کردند که در آنجا هر روز به مدت چهار ماه صبح، بعد از ظهر و عصر برای فرانسه تصمیم می گرفتند.
روث و دوستش در میدانی به نام la Place du Tertre زندگی میکردند، جایی که صدها هنرمند در آن سه پایههای خود را برای نقاشی نصب کردند. روث با هنرمندان در مورد هنر صحبت کرد و نمودار خود الهی شما و تصاویر استادان را به آنها نشان داد. او همیشه یک دسته از نمودارهای خود الهی شما به اندازه کیف پول را با خود حمل می کرد. هر وقت فرصت پیدا می کرد، یک نمودار به کسی می داد. در زمانی که او پاریس را ترک کرد، بسیاری از هنرمندان تصویری از نمودار را روی سه پایه خود داشتند.
روث و دوستش دریافتند که فرانسویها معمولاً به خارجیهایی که فرانسوی میدانند پاسخ مثبت میدهند. اگرچه روث هنگام ورود به پاریس هیچ فرانسوی نمی دانست، اما مردم به هر حال او را دوست داشتند. آپارتمان روث در نزدیکی کلیسای Sacré-Coeur بود و روث و دوستش اغلب به Sacré-Coeur و سایر کلیساهای جامع می رفتند تا برای پاریس دعا کنند. در سکوها می نشستند و به الوهیم استریا فرمان می دادند .
روث و دوستش نیز احکام زیادی با شعله بنفش انجام دادند – نیم ساعت سه بار در روز. آنها احساس می کردند که سختی در شهر زیاد است و شعله بنفش برای نرم شدن آن لازم است تا مردم نور را بپذیرند. روث شفافیت رنگ بنفش به دست آورد. او آن را روی چشمانش نگه می داشت و از درون آن نگاه می کرد تا شهر پوشیده از شعله بنفش را ببیند.
او این مفهوم بینقص را برای تمام زندگی حفظ کرد و هرگز در مورد کسی ناخوشایند صحبت نکرد. دوستش گفت انگار هیچ وقت چیز منفی در مردم نمی دید.
خود روث زیبا بود و همیشه آراسته و خوش لباس بود. یک روز روث و دوستش در پاریس سوار مترو بودند. مادری که بسیار فقیر به نظر می رسید با پسر کوچکش سوار مترو شد. پسر حدوداً هشت ساله کثیف و ژولیده بود. صندلی های کافی برای آنها وجود نداشت، بنابراین روث به کودک گفت: “تو می توانی روی پای من بنشینی.”
پسر کوچک روی دامان روث رفت و روث مستقیماً به او نگاه کرد. او به او گفت که چقدر زیبا و خاص است. او به او گفت که او فرزند خداست. پسر کوچک به روث نگاه کرد و لبخند زد. معلوم بود که او را باور کرده است. هنگامی که روث و دوستش از مترو پیاده شدند، روث چیزی در مورد کثیف بودن و خشن بودن کودک نگفت. در عوض او به دوستش نظر داد: “آیا او زیباترین کودکی نبود که تا به حال دیدی؟” این همان چیزی است که او در مورد همه بچه ها فکر می کرد.
هر روز حدود ساعت 3:30 بعد از ظهر، وقتی بچه ها از مدرسه خارج می شدند، روث و دوستش برای دیدن آنها قدم می زدند. روث به بچهها لبخند میزد و میگفت «بونجور». و هر پنج شنبه این دو زن برای جوانان شب زنده داری می کردند.
آثار هنری او
روث به عنوان شعله دوقلوی پل ونیزی، کاملاً وقف حقیقت و زیبایی بود. او یک هنرمند بود و ارادت خود را در نقاشی خود ریخت. روث گفت که اگر پل ونیزی نبود، نمی توانست نقاشی کند. گاهی اوقات، تحت هدایت او، قبل از اینکه حتی بداند قرار است چه کسی را نقاشی کند، یک پرتره را شروع می کرد.
او پرتره های بسیاری از استادان معراج خلق کرد که هنوز به عنوان کانونی برای حضور استادان مورد استفاده قرار می گیرند. مرقس پیغمبر گفت که اگر به نقاشی ادامه دهد، معراج خود را انجام خواهد داد. کارهای او شامل پرتره هایی از پل ونیزی، سن ژرمن ، مادر مریم ، نادا ، کوان یین ، سانات کومارا و استاد ونوس بود .
عروج او
اگرچه روث میدانست که پل ونیزی شعلهی دوقلوی اوست، اما گاهی با تردید در صحت این موضوع مورد حمله قرار میگرفت. او تجسمی را به یاد آورد زمانی که آنها با هم بودند و او به او شک کرده بود. روث احساس می کرد که اگر بخواهد در این زندگی عروج کند، باید به پل ونیزی ایمان کامل داشته باشد. او بر شک خود غلبه کرد و به شعله دوقلوی خود ایمان کامل داشت.
پل ونیزی در انتظار روث بود که وقتی به تمام تعهدات خود در زندگی عمل کرد و کارمای خود را متعادل کرد، روث را تغییر داد. آنها از روث درخواست کردند که عروج خود را از معبد خورشید ، ریتریت اثیری الهه آزادی بر فراز منهتن، تجربه کند. الهه آزادی، مادر روحانی پل ونیزی است.
پناهگاه پل ونیزی، قلعه لیبرته ، در صفحه اثیری بر فراز جنوب فرانسه است، اما در حال حاضر او کلاس هایی را در معبد خورشید برگزار می کند. روث به دلیل عشق عمیقش به سنت ژرمن و آمریکا می خواست از معبد خورشید عروج کند. شعله عروج روث هاوکینز اکنون برای همیشه در اکتاو اثیری در آن ریتریت بر فراز منهتن لنگر انداخته است.
در حالی که روث در حال تجسم بود، شعله پل ونیزی را در زمین لنگر انداخت. استاد گفت که او مشعل پرتو عشق او را به تنهایی حمل کرد. از آنجایی که روث اکنون عروج کرده است، پل ونیزی درخواست کرده است که هر یک از ما یک شعله از مشعل پرتو عشقی که او در دست داشت حمل کنیم. ما میتوانیم از پل ونیزی و روث هاوکینز دعوت کنیم تا عشق را در قلب مردم جهان، بهویژه در جوانان، تشدید کنند.