زئوس خدای اصلی پانتئون یونانی است . او یک خدای آسمان و رعد در دین و اساطیر یونان باستان است که به عنوان پادشاه خدایان در کوه المپ حکومت می کند .

زئوس فرزند کرونوس و رئا ، کوچکترین خواهر و برادرش است که به دنیا آمده است، اگرچه گاهی اوقات بزرگ‌ترین آنها را به حساب می‌آورد زیرا دیگران نیاز به تخلیه از معده کرونوس داشتند. در بیشتر روایات، او با هرا ازدواج کرده است ، که معمولاً گفته می‌شود که او پدر آرس ، ایلیتیا ، هبه و هفائستوس است . با توجه به تئوگونی ، اولین همسر زئوس متیس بود که او آتنا را به دنیا آورد . زئوس همچنین به خاطر گریزهای اروتیک خود بدنام بود. این گذرها فرزندان الهی و قهرمان بسیاری از جمله آپولون ، آرتمیس ، هرمس ، پرسفون ، دیونوسوس ، پرسئوس ، هراکلس ، هلن تروی ، مینوس و موزها را به وجود آوردند .

او به عنوان پدر آسمانی که رئیس خدایان بود مورد احترام بود و نقش هایی را به دیگران محول می کرد: او را با بسیاری از خدایان آب و هوای خارجی یکی می دانستند و به پاوسانیاس اجازه داد که بگوید”این که زئوس پادشاه بهشت ​​است، یک ضرب المثل مشترک برای همه مردم است”. از نمادهای او صاعقه و عقاب است .

تولد

در تئوگونی هزیود ( حدود 730  - 700 قبل از میلاد)، کرونوس ، پس از اخته کردن پدرش اورانوس ، فرمانروای عالی کیهان می‌شود و با خواهرش رئا ازدواج می‌کند ، که از او سه دختر و سه پسر به دنیا می‌آورد : هستیا ، دمتر ، آخرین ، هردس ، زئوس “دانا”، جوانترین از شش فرزند. او با دریافت پیشگویی از پدر و مادرش، گایا و اورانوس، هر بچه ای را به محض تولد می بلعد، مبنی بر اینکه مقدر شده است که یکی از فرزندانش روزی او را سرنگون کند، همانطور که او پدرش را سرنگون کرد. این امر باعث “غم و اندوه بی وقفه” رئا می شود و پس از باردار شدن ششمین فرزند خود، زئوس، به والدینش، گایا و اورانوس نزدیک می شود و به دنبال نقشه ای برای نجات فرزندش و انتقام گرفتن برای کرونوس است. پیرو دستورات والدینش، او به لیکتوس در کرت سفر می‌کند ، جایی که زئوس را به دنیا می‌آورد، کودک تازه متولد شده را به گایا می‌سپارد تا او را بزرگ کند، و گایا او را به غاری می‌برد. سپس رئا به جای کودکی، سنگی را که در قنداق پیچیده شده بود، به کرونوس می‌دهد، غافل از اینکه پسرش نیست، بی‌درنگ آن را می‌بلعد.

در حالی که هزیود لیکتوس را زادگاه زئوس می‌داند، او تنها منبعی است که این کار را انجام می‌دهد و نویسندگان دیگر مکان‌های مختلفی را ارائه می‌دهند. به نظر می رسد در یک نقطه کوه آیدا را زادگاه خود می داند، اما بعداً بیان می کند که در دیکته متولد شده است و اسطوره نگار آپولودوروس (قرن اول یا دوم پس از میلاد) به طور مشابه می گوید که او در غاری در دیکته به دنیا آمده است

صعود به قدرت

بر اساس تئوگونی ، پس از اینکه زئوس به سن بلوغ رسید، کرونوس مجبور شد پنج کودک و سنگ را «با نیرنگ‌های گایا »، احتمالاً به ترتیب معکوس، بالا بیاورد، سپس هر یک از پنج کودک را به ترتیب مخالف قورت دهد. سپس زئوس سنگ را در دلفی برپا می کند تا بتواند از آن پس به عنوان “نشانه ای و شگفتی برای انسان های فانی” عمل کند. سپس زئوس سیکلوپ ها را آزاد می کند ، که در ازای قدردانی ، صاعقه خود را که قبلاً توسط گایا پنهان شده بود به او می دهند. سپس جنگ تایتانها آغاز می شود ، جنگ بین المپیایی ها به رهبری زئوس و تیتان ها به رهبری کرونوس برای کنترل جهان، با زئوس و المپیایی ها که از کوه المپ می جنگند و تیتان ها از کوه اوثیریس می جنگند . این نبرد ده سال طول می کشد و هیچ پیروز مشخصی ظاهر نمی شود، تا زمانی که، به توصیه گایا، زئوس صد دستی را آزاد می کند ، که (همانند سیکلوپ ها) در زیر سطح زمین زندانی بودند. او به آنها شهد و آمبروسیا می دهد و روحیه آنها را زنده می کند، و آنها موافقت می کنند که او را در جنگ یاری کنند. سپس زئوس آخرین حمله خود را به تایتان‌ها آغاز می‌کند و صاعقه‌هایی را بر روی آن‌ها پرتاب می‌کند در حالی که صد‌دست‌ها با رگبار سنگ‌ها حمله می‌کنند، و تایتان‌ها در نهایت شکست می‌خورند، زئوس آنها را به تارتاروس تبعید می‌کند و وظیفه نگهبانان صد دستی را به آنها محول می‌کند.

آپولودوروس گزارش مشابهی ارائه می دهد و می گوید که وقتی زئوس به بزرگسالی می رسد، از متیس کمک می گیرد که به کرونوس یک معجون داده و او را مجبور می کند تا سنگ و پنج خواهر و برادر زئوس را بیرون بیاورد. سپس زئوس در جنگ ده ساله مشابهی علیه تایتان‌ها می‌جنگد، تا اینکه، با پیش‌گویی گایا، سیکلوپ‌ها و صد دست‌ها را از تارتاروس آزاد کرد و ابتدا نگهبان آنها، کمپه را کشت . سیکلوپ ها صاعقه اش را به او می دهند، پوزئیدون سه گانه اش و هادس کلاه نامرئی اش را به او می دهند، و تیتان ها شکست می خورند و صد دست ها نگهبانان خود را می سازند.

بر اساس ایلیاد ، زئوس پس از نبرد با تایتان‌ها، جهان را با برادرانش، پوزیدون و هادس، با قرعه‌کشی تقسیم می‌کند: زئوس آسمان را دریافت می‌کند، پوزیدون دریا، و هادس دنیای زیرین را دریافت می‌کند، و زمین و المپوس مشترک باقی می‌مانند.

زئوس به عنوان فرمانروای آسمان ، خدایان را در برابر غول‌ها (فرزندان گایا و تارتاروس ) به پیروزی رساند و با موفقیت چندین شورش را توسط ایزدان علیه او سرکوب کرد. به گفته هومر شاعر یونانی ، بهشت در قله المپ ، بلندترین کوه یونان و خانه منطقی خدای آب و هوا قرار داشت. سایر اعضای پانتئون با زئوس در آنجا اقامت داشتند و تابع اراده او بودند. زئوس از موقعیت رفیع خود در بالای کوه المپ تصور می شد که دانای کل امور انسان ها است، همه چیز را می بیند، همه چیز را اداره می کند و رفتار نیک را پاداش می دهد و بد را مجازات می کند. زئوس علاوه بر اجرای عدالت – او ارتباط قوی با دخترش دایک (عدالت) داشت – حافظ شهرها، خانه، اموال، غریبه ها، مهمانان و دعاکنندگان بود.
.
زئوس به دلیل عشق و علاقه هایش – منبع اختلاف دائمی با همسرش،هرا – شناخته شده بود و او روابط عاشقانه زیادی با زنان فانی و جاودانه داشت. زئوس برای دستیابی به طرح‌های عاشقانه‌اش غالباً شکل‌های حیوانی به خود می‌گیرد، مانند فاخته هنگامی که هرا را تسخیر می‌کند، قو وقتی که لدا را تسخیر می‌کند، یا گاو نر وقتی اروپا را تسخیر میکند . در میان فرزندان او دوقلوهای آپولو و آرتمیس از تایتانس لتو قابل توجه بودند . هلن و دیوسکوری ، از لدای اسپارتی. پرسفون , از الهه دیمتر ; آتنا پالاس که بعد از بلعیدن تیتان ها از سرش به دنیا آمد. هفائستوس ، هبه ، آرس ، و ایلیتیا ، توسط همسرش، هرا. دیونیسوس ، از الهه سمله ; و بسیاری فرزند دیگر