سنت آنتونی لیسبون یک کشیش کاتولیک پرتغالی و راهب فرقه فرانسیسکن بود. او در خانواده ای ثروتمند در لیسبون پرتغال به دنیا آمد و بزرگ شد و در پادوآ ایتالیا درگذشت. او که توسط معاصرانش به خاطر موعظه های قدرتمند، دانش تخصصی کتاب مقدس، و عشق و ارادت بی پایان به فقرا و بیماران مورد توجه قرار گرفت، یکی از سریع ترین مقدسین در تاریخ کلیسا بود. او در 16 ژانویه 1946 به عنوان دکتر کلیسا معرفی شد. او به ویژه در سراسر جهان به عنوان قدیس حامی برای بازیابی اشیاء گمشده مورد احترام و تمجید قرار می گیرد و معجزات بسیاری از افراد گمشده، چیزهای گم شده و حتی کالاهای معنوی از دست رفته به او نسبت داده می شود. .

در سال 1224، فرانسیس ادامه تحصیل رهیبان خود را به آنتونی سپرد. آنتونی کتابی از مزامیر داشت که حاوی یادداشت‌ها و نظراتی بود که به دانش‌آموزان کمک می‌کرد و در زمانی که هنوز دستگاه چاپ اختراع نشده بود، برای آن ارزش زیادی قائل بود. هنگامی که یک تازه کار تصمیم به ترک هرمیتاژ گرفت، کتاب ارزشمند آنتونی را دزدید. وقتی آنتونی متوجه گم شدن آن شد، دعا کرد که پیدا شود یا به او بازگردانده شود. دزد کتاب را پس داد و در یک مرحله دیگر نیز به تحصیل بازگشت. گفته می‌شود که این کتاب امروز در صحرای فرانسیسکن در بولونیا نگهداری می‌شود.

آنتونی برای موعظه به ریمینی رفت، جایی که بدعت گذاران با او با تحقیر رفتار کردند. بنابراین، در عوض خود را به خط ساحل رساند و شروع به موعظه برای ماهی ها کرد. در نهایت جمعیت زیادی از ماهی ها جمع شدند. شهروندان برای دیدن این شگفتی هجوم آوردند و آنتونی آنها را با این واقعیت سرزنش کرد که موجودات غیرمنطقی از خیانتکاران ریمینی پذیراتر بودند، در این هنگام مردم متواضع شدند و به موعظه های او گوش دادند.

در تولوز، آنتونی توسط یک بدعت گذار به چالش کشیده شد تا واقعیت حضور مسیح در مراسم عشای ربانی را ثابت کند. مرتد یک قاطر نیمه گرسنه را آورد و منتظر بود تا عکس العمل او را ببیند وقتی غذای تازه از یک طرف و مراسم مقدس از طرف دیگر نشان داده شد. قاطر غذا را نادیده گرفت و در برابر مراسم مقدس تعظیم کرد.

یک بار در ایتالیا، آنتونی با بدعت گذاران غذا می خورد، وقتی متوجه شد که غذایی که پیش او گذاشته بودند مسموم شده است. هنگامی که او آنها را به خاطر رفتارشان سرزنش کرد، آنها به تلاش برای مسموم کردن او اعتراف کردند و اگر واقعاً به سخنان مرقس 16:18 ایمان داشت، به او جرأت دادند که غذا بخورد، “…و اگر چیزی کشنده بنوشند، ضرری ندارد..” آنتونی غذا را برکت داد، آن را خورد و هیچ آسیبی ندید، که باعث شگفتی میزبانان شد.

آنتونی در سال 1231 در اثر مسمومیت ارگوتیسم بیمار شد و به همراه دو راهب دیگر برای مهلت به پناهگاه جنگلی در کمپوسامپیرو رفت. در آنجا در سلولی که زیر شاخه های درخت گردو برای او ساخته بودند زندگی می کرد. آنتونی در راه بازگشت به پادوآ در 13 ژوئن 1231 در صومعه پور کلر در آرسلا (اکنون بخشی از پادوآ) درگذشت. او تنها 35 سال داشت که درگذشت و کمتر از یک سال بعد توسط پاپ گرگوری نهم به عنوان مقدس شناخته شد.

گزارش ها حاکی از آن است که وقتی او درگذشت، بچه ها خود به خود در خیابان ها گریه کردند و همه ناقوس های کلیساها به خواست خودشان به صدا درآمدند. بعداً 30 سال پس از مرگش، جسد او را نبش قبر کردند. به جز فک، تارهای صوتی و زبان او بیشتر به گرد و غبار تبدیل شده بود. به ویژه ادعا می شد که زبان می درخشید و به نظر می رسید که هنوز زنده و مرطوب است، و این به عنوان نشانه ای از موعظه او در نظر گرفته شد. آنتونی در کلیسای کوچکی در کلیسای بزرگی که برای احترام به او ساخته شده است، دفن شده است، جایی که زبانش برای احترام در یک تکیه بزرگ همراه با آرواره و تارهای صوتی او به نمایش گذاشته شده است.