سنت ژرمن چوهان پرتو هفتم است . او همراه با شعله دوقلوی خود ، بانوی عروج یافته استاد پورتیا ، الهه عدالت، سلسله مراتب عصر دلو است . او حامی بزرگ شعله آزادی است، در حالی که پورتیا حامی شعله عدالت است.
سنت ژرمن به عنوان یک دیپلمات شناخته می شود که ویژگی های الهی وقار، لطف، مهربانی، متانت و دولتمردی واقعی را از طریق همه کسانی که پرتو هفتم را فرا خواهند خواند، بیان می کند. او یکی از اعضای خانه راکوچی است که توسط کارگردان بزرگ الهی تأسیس شده است ، که در حال حاضر شعله بنفش آزادی در عمارت ترانسیلوانیا در آن گنجانده شده است .
نام سنت ژرمن از کلمه لاتین Sanctus Germanus به معنای “برادر مقدس” گرفته شده است.
ماموریت او
هر چرخه دو هزار ساله زیر یکی از هفت پرتو قرار می گیرد. عیسی ، به عنوان چوهان پرتو ششم، در 2000 سال گذشته منصب سلسله مراتب عصر ماهی را بر عهده داشت. در 1 می 1954، سن ژرمن و پورتیا به عنوان کارگردانان چرخه آتی پرتو هفتم انتخاب شدند. آزادی و عدالت، یین و یانگ هفتمین پرتو دلو است و همراه با رحمت، پایه و اساس همه صفات دیگر خداوند را فراهم می کند تا در این دوره هفتم به تصویر کشیده شود .
سنت ژرمن و پورتیا انفاق را برای عصر هفتم و پرتوی هفتم – پرتوی بنفش آزادی، عدالت، رحمت، کیمیا و آیین مقدس – یک موج زندگی جدید، یک تمدن جدید، یک انرژی جدید به مردم خدا تحویل می دهند .
سنت ژرمن به عنوان چوهان یا ارباب پرتو هفتم، روح ما را در علم و آیین دگرگونی از طریق شعله بنفش آغاز می کند. او هفتمین فرشته ای است که در مکاشفه 10:7 نبوت شده است که می آید تا از اتمام راز خدا حمایت کند «همانطور که به بندگان خود انبیا اعلام کرده است».
سن ژرمن می گوید:
من یک موجود معراج هستم، اما هرگز اینطور نبوده است. نه یک یا دو بار، بلکه برای بسیاری از تجسمها، من روی زمین راه رفتم، همانطور که شما اکنون انجام میدهید، محدود به چارچوب فانی و محدودیتهای وجود بعدی. من در لموریا بودم و در آتلانتیس بودم . من طلوع و سقوط تمدن ها را دیده ام. زمانی که بشر از دوران طلایی به سوی جوامع بدوی چرخیده است، نوسانات آگاهی را دیده ام . من انتخابها را دیدهام، و دیدم که بشر با انتخابهای نادرست انرژیهای صد هزار ساله پیشرفت علمی و حتی درجاتی از آگاهی کیهانی را که فراتر از آنچه اعضای پیشرفتهترین ادیان روز به آن دست یافتهاند، هدر میدهند.
بله، من انتخاب ها را دیده ام و انتخاب کرده ام. زن و مرد با انتخاب های درست جایگاه خود را در سلسله مراتب تثبیت می کنند. با انتخاب آزاد بودن در اراده باشکوه خداوند، آزادی خود را از آن دور فانی تجسم ها و توجیهات وجودی خارج از یگانه به دست آوردم. من آزادی خود را با آن شعله به دست آوردم، آن کلیدواژه چرخه آکواریوس که توسط کیمیاگران قدیم ردیابی شده بود، آن اکسیر بنفش که مقدسین در خود دارند…
تو فانی هستی من جاودانه هستم. تنها تفاوت ما این است که من آزاد بودن را انتخاب کرده ام و شما هنوز انتخاب نکرده اید. ما همان پتانسیل، منابع یکسان، همان ارتباط را با واحد داریم. مدتها پیش، صدای آرام درون، حکم آلفا و خدای زنده را میگفت: «فرزندان واحد، خدای خود را بسازید.» و در سکون شب صدای ندا را شنیدم و جواب دادم: می کنم! و هنگامی که گفتم، “من خواهم کرد”، همه کیهان طنین انداختند، “من خواهم کرد!” میل به بودن وسعت پتانسیل هستی را فرا می خواند…
من سنت ژرمن هستم و آمده ام تا روح شما و آتش قلب شما را برای پیروزی عصر آکواریوس طلب کنم. من برای آغاز روح تو الگو قرار داده ام …. من در راه آزادی هستم. آن راه را برو و مرا آنجا خواهی یافت. اگر مرا بخواهید، من معلم شما هستم.
تجسم ها
فرمانروای تمدن دوران طلایی
بیش از پنجاه هزار سال پیش، سنت ژرمن فرمانروای تمدن دوران طلایی در کشوری حاصلخیز بود که اکنون صحرای صحرا در آن قرار دارد. سنت ژرمن به عنوان پادشاه امپراتور، استاد خرد باستانی و دانش حوزه های ماده بود و مردم به او به عنوان معیاری برای خدایی در حال ظهور خود نگاه می کردند. امپراتوری او به اوج زیبایی، تقارن و کمال بینظیر در اکتاو فیزیکی رسید.
از آنجا که مردم این تمدن بیشتر به لذت های مادی علاقه مند شدند تا به برنامه خلاقانه بزرگتر خود خدای بزرگ، یک شورای کیهانی به حاکم دستور داد تا از امپراتوری خود کناره گیری کند. از این پس کارمای آنها گوروی آنها خواهد بود. پادشاه ضیافت بزرگی برای مشاوران و کارمندان عمومی خود برگزار کرد. 576 مهمان او هر کدام یک جام کریستالی پر از اکسیر دریافت کردند که «جوهر الکترونیکی خالص» بود.
این اکسیر هدیه سنت ژرمن برای محافظت از روح آنها بود تا زمانی که فرصت دوباره در عصر دلو برای بازگرداندن آن تمدن دوران طلایی به وجود آمد، حضور من هستم خود را به یاد بیاورند و نشانه ای برای همه مردم شوند. که خدا می تواند و با قوم خود ساکن خواهد شد، هنگامی که آنها ذهن، قلب و روح خود را مسکنی مناسب برای روح خود قرار دهند.
در طول ضیافت، یک استاد کیهانی، که خود را تنها با کلمه پیروزی روی پیشانی خود معرفی می کرد، در مجمع سخنرانی کرد. او مردم را از بحرانی که به دلیل بی ایمانی خود بر سر خود آورده بودند هشدار داد، آنها را به دلیل بی توجهی به منبع خدای بزرگشان سرزنش کرد و پیشگویی کرد که امپراتوری تحت حاکمیت شاهزاده ای خواهد بود که به دنبال ازدواج با دختر پادشاه است. پادشاه و خانواده اش هفت روز بعد به شهر طلایی-اثیری تمدن عقب نشینی کردند. شاهزاده روز بعد از راه رسید و بدون مخالفت حکومت را به دست گرفت.
کشیش اعظم در آتلانتیس
سیزده هزار سال پیش به عنوان کاهن اعظم معبد شعله بنفش در سرزمین اصلی آتلانتیس ، سنت ژرمن با دعاهای خود و بدن عامل خود ستونی از آتش را نگه داشت، چشمه ای واقعی از شعله آواز بنفش، که مردم را از دور و نزدیک که می آمدند مغناطیسی می کرد. برای رهایی از هر شرایط الزام آور جسم، ذهن و روح. آنها این را با تلاش خود از طریق ادای دعا و انجام مراسم پرتو هفتم به آتش مقدس به دست آوردند.
کسانی که در محراب معبد شعله بنفش خدمت میکردند، در کاهنانی جهانی از راسته ملچیزدک در معبد لرد زادکیل ، معبد تطهیر ، که در جایی که جزیره کوبا اکنون قرار دارد، آموزش دیدند. این کهانت ترکیبی از دین کامل و علم کامل است. در اینجا بود که هم سنت ژرمن و هم عیسی این مسح را دریافت کردند که توسط خود فرشته زادکیل گفته شد: «تو تا ابد به فرمان ملچیزدک کشیش هستی».
قبل از غرق شدن آتلانتیس، در حالی که نوح هنوز کشتی خود را می ساخت و به مردم درباره وقوع طوفان بزرگ هشدار می داد ، مدیر بزرگ الهی سنت ژرمن و چند کشیش وفادار را فراخواند تا شعله آزادی را از معبد پاکسازی به یک معبد پاک کنند. مکان امن در کوهپایه های کارپات در ترانسیلوانیا. در اینجا آنها مراسم مقدس گسترش آتش آزادی را حتی در زمانی که کارمای بشر به حکم الهی انجام می شد، انجام دادند.
در تجسم های بعدی، سنت ژرمن و پیروانش، تحت هدایت کارگردان بزرگ الهی، شعله را دوباره کشف کردند و به نگهبانی از حرم ادامه دادند. بعدها، کارگردان بزرگ الهی، با کمک شاگرد خود، در محل شعله آتش تاسیس کرد و خانه راکوچی، خانه سلطنتی مجارستان را تأسیس کرد
ساموئل نبی
در قرن یازدهم قبل از میلاد ، سن ژرمن به عنوان ساموئل تجسم یافت. او یک رهبر مذهبی برجسته در زمان ارتداد بزرگ بود و به عنوان آخرین قاضی اسرائیل و اولین پیامبر اسرائیل خدمت می کرد. در آن روزها قضات به سادگی در مورد اختلافات داوری نمی کردند. آنها رهبران کاریزماتیکی بودند که اعتقاد بر این بود که دسترسی مستقیم به خدا داشتند و می توانستند قبایل اسرائیل را علیه ستمگران متحد کنند.
ساموئل پیام آور آزادی خداوند از نسل ابراهیم از اسارت کاهنان فاسد، و فلسطینیان بود که بنی اسرائیل را در نبرد سلاخی کرده بودند. او به طور سنتی در کنار موسی به عنوان یک شفیع بزرگ نامیده می شود. هنگامی که ملت با تهدیدهای مداوم فلسطینیان مواجه شد، او با شجاعت مردم را به احیای روحانی هدایت کرد و از آنها خواست که «با تمام قلب خود به خداوند بازگردند » و «خدایان غریب را کنار بگذارند». مردم توبه کردند و به ساموئل التماس کردند که از دعای خداوند برای نجات آنها دست نکشد . هنگامی که او دعا می کرد ، رعد و برق شدیدی به راه افتاد و به بنی اسرائیل اجازه داد تا بر دشمنان خود غلبه کنند. در روزگار ساموئل ، فلسطینیان دیگر هرگز قیام نکردند.
پیامبر بقیه عمر خود را صرف اجرای عدالت در سراسر سرزمین کرد. وقتی پیر شد، پسران خود را بر اسرائیل داوری کرد. اما آنها فاسد بودند و مردم از ساموئل خواستند که به آنها «پادشاهی بدهد تا ما را مانند همه ملتها داوری کند.» او که عمیقاً اندوهگین بود، به خداوند دعا کرد و دستور داد که او باید دستورات مردم را انجام دهد. خداوند به او گفت: « آنها تو را رد نکردند، بلکه مرا طرد کردند تا بر آنها سلطنت نکنم.»
ساموئل به بنیاسرائیل از خطراتی که از طریق حاکمانشان متوجه آنها میشد هشدار داد، اما آنها همچنان برای پادشاهی فریاد میزدند. پس شائول را به عنوان رهبر آنها مسح کرد و به او و مردم دستور داد که همیشه از صدای خداوند اطاعت کنند . اما هنگامی که شائول ثابت کرد که یک خدمتکار خیانتکار است، ساموئل داوری خداوند خداوند را بر او به دلیل نافرمانی اش اعلام کرد و داوود را مخفیانه به عنوان پادشاه مسح کرد . هنگامی که پیامبر درگذشت، او را در رامه دفن کردند. تمامی اسرائیل برای مرگ او عزادار شدند.
سنت جوزف
سنت ژرمن همچنین به عنوان سنت جوزف، پدر عیسی و شوهر مریم تجسم یافت . در عهد جدید اشارات کمی به او وجود دارد. کتاب مقدس نسب او را به داوود برمیگرداند . همچنین بیان می کند که چگونه وقتی فرشته خداوند در خواب به او هشدار داد که هیرودیس قصد کشتن عیسی را دارد، جوزف به این هشدار توجه کرد و خانواده خود را به مصر برد و پس از مرگ هیرودیس بازگشت. گفته میشود که یوسف(جوزف) نجار بوده است و گمان میرود که قبل از شروع خدمت عیسی مسیح از عمر خود گذشت. در سنت کاتولیک، سنت جوزف به عنوان حامی کلیسای جهانی مورد احترام است و جشن او در 19 مارس برگزار می شود.
سنت آلبان
در اواخر قرن سوم، سنت ژرمن به عنوان سنت آلبان، اولین شهید بریتانیا مجسم شد. آلبان در زمان آزار و اذیت مسیحیان در زمان امپراتور روم دیوکلتیان در انگلستان زندگی می کرد. او یک بت پرست بود که در ارتش روم خدمت کرده بود و در شهر ورولامیوم ساکن شد که بعدها به سنت آلبانز تغییر نام داد. آلبان یک کشیش مسیحی فراری به نام آمفیبالوس را پنهان کرد که دین او را به دین مسیحیت تبدیل کرد. هنگامی که سربازان برای جستجوی او آمدند، آلبان به کشیش اجازه فرار داد و خود را در لباس روحانی مبدل کرد.
هنگامی که عمل او کشف شد، آلبان تازیانه خورد و به اعدام محکوم شد. افسانه می گوید که جمعیت زیادی برای مشاهده اعدام او جمع شده بودند که نتوانستند از روی پل باریکی که باید از آن عبور می شد عبور کنند. آلبان دعا کرد و رودخانه از هم جدا شد تا به جمعیت راه پیدا کند، در نتیجه جلاد منصوبش تغییر دین داد و التماس کرد که به جای او بمیرد. این درخواست رد شد و او به همراه آلبان سر بریده شد.
آلبان از زمان مرگش در سال 303 میلادی مورد احترام مردم جزایر بوده است . همانطور که کشیش آلبان باتلر در زندگی پدران، شهدا و دیگر مقدسین اصلی خود می نویسد، “جزیره ما برای اعصار متمادی به سنت آلبان به عنوان اولین شهید با شکوه و حامی قدرتمند خود نزد خدا متوسل می شد و به لطف های بزرگ بسیاری که از جانب خداوند به شفاعت او دریافت می شد، اذعان داشت. »
معلم پروکلوس
سنت ژرمن از سطوح داخلی به عنوان استاد معلم در پشت نوافلاطونیان کار می کرد. او الهام بخش پروکلوس فیلسوف یونانی (حدود 410-485 پس از میلاد ) ، رئیس بسیار مفتخر آکادمی افلاطون در آتن بود. او زندگی قبلی شاگردش را بهعنوان فیلسوف فیثاغورثی فاش کرد، و همچنین به پروکلوس دروغ مسیحیت کنستانتین و ارزش مسیر فردگرایی (که منجر به فردی شدن شعله خدا میشود) که مسیحیان آن را «بتپرستی» مینامیدند، نشان داد.
تحت تعلیم استاد، پروکلوس فلسفه خود را بر این اصل استوار کرد که تنها یک واقعیت وجود دارد – “یک”، که خدا، یا الوهیت، هدف نهایی تمام تلاش های زندگی است. فیلسوف گفت: ورای همه بدنها جوهر روح است و ماورای همه ارواح ماهیت عقلی و فراتر از همه موجودات عقلی یگانه است.
نوشتههای پروکلوس تقریباً به همه بخشهای یادگیری، از فلسفه و نجوم گرفته تا ریاضیات و دستور زبان، گسترش یافت. او تصدیق کرد که روشنگری و فلسفه او از بالا سرچشمه گرفته است و خود را فردی می داند که آگاهی الهی از طریق او به بشر رسیده است.
پروکلوس تصدیق کرد که روشنگری و فلسفه او از بالا سرچشمه گرفته است – در واقع او معتقد بود که کسی است که آگاهی الهی از طریق او به بشر رسیده است. شاگردش مارینوس مینویسد: «به نظر نمیرسید که او بدون الهام الهی باشد، زیرا او از دهان عاقلانهاش کلماتی شبیه به غلیظترین برفها میبارید. به طوری که از چشمانش درخشندگی ساطع شد و بقیه چهره اش در نور الهی روشن شد.»
مرلین
در قرن پنجم، سنت ژرمن به عنوان مرلین – کیمیاگر، پیامبر و مشاور دربار شاه آرتور – تجسم یافت . در سرزمینی که توسط فرماندهان متخاصم متلاشی شده و توسط مهاجمان ساکسون دریده شده بود، مرلین آرتور را در دوازده نبرد (که در واقع دوازده شروع بود) رهبری کرد تا پادشاهی بریتانیا را متحد کند. او دوشادوش شاه برای ایجاد انجمن مقدس کار کرد . تحت هدایت مرلین و آرتور، کاملوت یک مدرسه اسرارآمیز بود که در آن شوالیه ها و خانم ها به دنبال آشکار شدن درونی اسرار جام مقدس و مسیر مسیحیت شخصی بودند.
در برخی روایات، مرلین به عنوان حکیمی خداپسند توصیف شده است که ستارگان را مطالعه می کرد و پیشگویی های او توسط هفتاد منشی ثبت می شد. پیشگویی های مرلین ، که به رویدادهایی می پردازد که از زمان آرتور تا آینده دور ادامه می یابد، در قرون وسطی رایج بود.
راجر بیکن
سنت ژرمن راجر بیکن (1220-1292)، فیلسوف، راهب فرانسیسکن، مصلح آموزشی و دانشمند تجربی بود. در عصری که یا الهیات یا منطق یا هر دو پارامترهای علم را دیکته می کردند، روش تجربی را ترویج کرد و عقیده خود را به گرد بودن جهان اعلام کرد و علما و دانشمندان عصر خود را به خاطر تنگ نظری آنها مورد سرزنش قرار داد. او گفت: «دانش واقعی نه از اقتدار دیگران سرچشمه میگیرد و نه از وفاداری کورکورانه به عقاید کهنه.» . بیکن در نهایت سمت خود را به عنوان یک مدرس در دانشگاه پاریس ترک کرد و وارد فرقه فرانسیسکن فرانس مینور شد.
در زمان خود بیکن به دلیل تحقیقات جامع خود در زمینه کیمیاگری، اپتیک، ریاضیات و زبان ها شهرت داشت. او را پیشرو علم مدرن و پیامبر فناوری مدرن می دانند. او بالون هوای گرم، ماشین پرنده، عینک، تلسکوپ، میکروسکوپ، آسانسور و کشتیها و واگنهای پیشران مکانیکی را پیشبینی کرد و از آنها طوری نوشت که انگار واقعاً آنها را دیده است.
جهان بینی علمی و فلسفی او، حملات جسورانه او به متکلمان زمان خود، و مطالعه او در علم کیمیا و طالع بینی منجر به اتهامات “بدعت ها” شد، که به همین دلیل به مدت چهارده سال توسط دیگر فرانسیسکن ها زندانی شد. اما برای کسانی که پس از او از او پیروی کردند، بیکن “دکتر میرابیلیس” (“معلم شگفت انگیز”) بود، لقبی که او در طول قرن ها با آن شناخته شده است.
کریستف کلمب
سنت ژرمن همچنین به عنوان کریستف کلمب (1451-1506)، کاشف آمریکا تجسم یافت. بیش از دو قرن قبل از حرکت کلمب، راجر بیکن خود زمینه را برای سفر کلمب به دنیای جدید فراهم کرده بود، زمانی که در Opus Majus خود اظهار داشت که «دریایی بین انتهای اسپانیا در غرب و ابتدای هند در شرق است. اگر باد مساعد باشد در چند روز قابل کشتیرانی است.» اگرچه این بیانیه از این نظر نادرست بود که سرزمین غرب اسپانیا هند نیست، اما در کشف کلمب مؤثر بود. او این قطعه را در نامهای در سال 1498 به پادشاه فردیناند و ملکه ایزابلا نقل کرد و گفت که سفر او در سال 1492 تا حدی از این بیانیه رویایی الهام گرفته شده است.
کلمب بر این باور بود که خداوند او را «پیامآور آسمان جدید و زمین جدید» قرار داده است که او در آخرالزمان سنت جان درباره آن صحبت کرده است، پس از آن که از زبان اشعیا در مورد آن صحبت کرده است. او در سال 1502 به پادشاه فردیناند و ملکه ایزابلا نوشت: «در انجام این کار یافت هندوستان ، نه دلیل، نه ریاضیات و نه نقشهها هیچ فایدهای برای من نداشتند: بلکه سخنان اشعیا کاملاً انجام شد.» او به نبوت ثبت شده در اشعیا 11:10-12 اشاره می کرد که خداوند “باقیمانده قوم خود را باز می گرداند… و رانده شدگان اسرائیل را جمع می کند و پراکندهان یهودا را از چهار گوشه زمین گرد هم می آورد.
او مطمئن بود که از نظر الهی برای مأموریت خود انتخاب شده است. او انبیای کتاب مقدس را مطالعه کرد و قطعات مربوط به مأموریت خود را در کتابی که خود ساخته بود با عنوان Las Proficias یا The Prophecies – به شکل کامل آن، کتاب پیشگویی های مربوط به کشف هند و بازیابی اورشلیم ، نوشت . اگرچه به ندرت بر این نکته تأکید می شود، اما این واقعیتی است که آنقدر ریشه در تاریخ دارد که حتی دایره المعارف بریتانیکا نیز به صراحت می گوید: «کلمب آمریکا را با پیشگویی و نه با نجوم کشف کرد».
فرانسیس بیکن
فرانسیس بیکن (۱۵۶۱–۱۶۲۶)، فیلسوف، سیاستمدار، مقالهنویس و استاد ادبی بود. بیکن، که او را بزرگترین ذهنی که غرب تا به حال تولید کرده نامیده می شود، به عنوان پدر استدلال استقرایی و روش علمی شناخته می شود که تا حد زیادی مسئول عصر فناوری است که ما اکنون در آن زندگی می کنیم. او از پیش میدانست که تنها علم کاربردی میتواند تودهها را از بدبختی انسانی و مشقتهای بقای محض رها کند تا بتوانند به دنبال معنویتی بالاتر باشند که زمانی میشناختند.
«تأسیس بزرگ» (به معنای بازسازی بزرگ پس از زوال یا فرسودگی) فرمول او برای تغییر «کل جهان گسترده» بود. او ابتدا این مفهوم را در دوران کودکی درک کرد، و زمانی که بعداً آن را در کتابی به همین نام در سال 1607 متبلور کرد، رنسانس انگلیسی را آغاز کرد.
در طول سال ها بیکن گروهی از نویسندگان را که تقریباً مسئول تمام ادبیات الیزابتی بودند، دور خود جمع کرد. برخی از اینها بخشی از یک «جامعه مخفی» بودند که او آن را «شوالیه های کلاه ایمنی» نامید، که هدف آن پیشرفت یادگیری از طریق گسترش زبان انگلیسی و ایجاد ادبیات جدیدی بود که نه به زبان لاتین بلکه با کلماتی که انگلیسی ها می توانستند نوشته شود. درک کنند. بیکن همچنین ترجمه نسخه کینگ جیمز کتاب مقدس را سازماندهی کرد و تصمیم گرفت که مردم عادی باید از خواندن کلام خدا برای خودشان سود ببرند.
رمزهای کشف شده در دهه 1890 در چاپ های اصلی نمایشنامه های شکسپیر و در آثار بیکن و سایر نویسندگان الیزابتی نشان می دهد که بیکن نمایشنامه های شکسپیر را نوشته و او پسر ملکه الیزابت و لرد لستر بوده است. اما مادرش از ترس از دست دادن نابهنگام قدرت، از تصدیق او به عنوان وارث خود امتناع کرد.
در اواخر عمرش، بیکن مورد آزار و اذیت قرار گرفت و به دلیل استعدادهای متعددش شناخته نشد. گفته می شود که او در سال 1626 درگذشت، اما برخی ادعا کرده اند که او پس از آن مدتی مخفیانه در اروپا زندگی کرده است. روح او با پیروزی بر شرایطی که افراد کمتری را نابود می کرد، در 1 می 1684 از عمارت راکوچی ، ریتریت کارگردان بزرگ الهی ، وارد مراسم عروج شد .
مرد شگفت انگیز اروپا
سن ژرمن که بیش از هر چیز میخواست قوم خدا را آزاد کند، از اربابان کارما اجازه به او اعطا شد تا در بدنی فیزیکی به زمین بازگردد. او به عنوان «ل کنت سن ژرمن» ظاهر شد، نجیبزادهای «معجزهگر» که دادگاههای اروپای قرن هجدهم و نوزدهم را خیره کرد، جایی که او را «مرد شگفتانگیز» نامیدند.
او کیمیاگر، دانشمند، زبان شناس، شاعر، موسیقیدان، هنرمند، پیشرو و دیپلمات بود که در دربار اروپا به دلیل مهارتش مورد تحسین قرار گرفت. او به کارهایی چون رفع عیوب الماس و دیگر سنگ های قیمتی و نوشتن همزمان نامه با یک دست و سرودن شعر با دست دیگر معروف بود. ولتر او را به عنوان “مردی که هرگز نمی میرد و همه چیز را می داند” توصیف کرد.این لقب در نامه های فردریک کبیر، ولتر، هوراس والپول و کازانووا و در روزنامه های روز ذکر شده است.
سنت ژرمن در پشت صحنه تلاش کرد تا انتقالی آرام از سلطنت به حکومت نمایندگی و جلوگیری از خونریزی انقلاب فرانسه را انجام دهد . اما توصیه او نادیده گرفته شد. در آخرین تلاش برای متحد کردن اروپا، او از ناپلئون حمایت کرد که از قدرت ارباب برای مرگ خود سوء استفاده کرد.
اما حتی قبل از این، سنت ژرمن توجه خود را به دنیای جدید معطوف کرده بود. او با الهام بخشیدن به اعلامیه استقلال و قانون اساسی، استاد حامی ایالات متحده آمریکا و اولین رئیس جمهور او شد. او همچنین بسیاری از ابزارهای صرفه جویی در کار قرن بیستم را برای پیشبرد هدف خود برای رهایی بشر از مشقت الهام بخشید تا بتوانند خود را وقف پیگیری تحقق خدا کنند.
چوهان پرتو هفتم
در اواخر قرن هجدهم، سن ژرمن از بانوی استاد کوان یین سمت خود را به عنوان چوهان پرتو هفتم – پرتو رحمت و بخشش و مراسم مقدس دریافت کرد. و در قرن بیستم، سنت ژرمن بار دیگر پا به میدان گذاشت تا از فعالیت بیرونی اخوان بزرگ سفید حمایت کند .
در اوایل دهه 1930، او با “ژنرال خود در میدان” تماس گرفت، جورج واشنگتن که او را به عنوان یک پیام رسان تربیت کرد و با نام مستعار گادفری ری کینگ ، پایه و اساس دستورالعمل سنت ژرمن را برای عصر جدید منتشر کرد. کتابهای اسرار آشکار ، حضور جادویی و گفتارهای «من هستم» . در اواخر دهه 1930، الهه عدالت و سایر موجودات کیهانی از سکوت بزرگ بیرون آمدند تا به سنت ژرمن در کارش برای آوردن آموزه های آتش مقدس به بشریت و آغاز عصر طلایی کمک کنند .
در سال 1961 سنت ژرمن با نماینده مجسم خود، مارک ال. تماس گرفت و انجمن برادری نگهبانان شعله را به یاد باستانی روزها و شاگرد اولش، لرد گوتاما – و دومی، لرد مایتریا ، تأسیس کرد . هدف او این بود که همه کسانی را که در ابتدا با سانات کومارا به زمین آمده بودند، تسریع بخشد – تا یاد عهد و دلیل باستانی خود را برای حضور امروز بر روی زمین بازگردانند: به عنوان معلمان جهان و خدمتگزاران در خانواده ها، جوامع و ملت های خود در این شرایط حساس خدمت کنند. ساعت چرخش چرخه ها.
از این رو، سن ژرمن نگهبانان اصلی شعله را به یاد آورد تا به صدای باستانی ایام گوش فرا دهند و به ندای وقف مجدد زندگی خود به شعله ور شدن دوباره شعله زندگی و آتش مقدس آزادی در روح خلق خدا پاسخ دهند. . سنت ژرمن فرمانده نایت فرمانده برادری نگهبانان شعله است
سلسله مراتب عصر دلو
در اول ماه مه 1954، سنت ژرمن عصای قدرت و از استاد عیسی تاج اقتدار را برای هدایت آگاهی بشر در این دوره دو هزار ساله دریافت کرد. این بدان معنا نیست که تأثیر استاد معراج عیسی فروکش کرده است. در عوض، به عنوان معلم جهانی از سطح صعودی، آموزش و تابش او از آگاهی به همه بشریت حتی قدرتمندتر و فراگیرتر از قبل خواهد بود، زیرا این طبیعت خداوند است که دائماً از خود فراتر می رود. ما در یک جهان در حال گسترش زندگی می کنیم – جهانی که از مرکز هر فرد (خورشید) خدا منبسط می شود.
این دوری به این معناست که ما اکنون وارد دورهای دوهزار ساله میشویم که با فراخوانی شعله بنفش در وجود و جهانهایمان، انرژی خدایی که نسل بشر هزاران سال است که صلاحیت آن را نادرست کرده است، اکنون ممکن است پاک شود و همه بشریت از ترس، کمبود، گناه، بیماری و مرگ رها شوید و اکنون همه می توانند در نور به عنوان موجوداتی بی خدا قدم بردارند.
در این طلوع عصر دلو ، سنت ژرمن به پیشگاه اربابان کارما رفته است و این فرصت را به دست آورده است تا دانش شعله بنفش را در خارج از خلوتگاههای درونی اخوان سفید بزرگ، خارج از مدارس اسرارآمیز آزاد کند . سن ژرمن از مزایای فراخوانی شعله بنفش به ما می گوید:
در برخی از شما مقدار زیادی کارما متعادل شده است، در برخی دیگر سختی قلب واقعاً در اطراف چاکرای قلب ذوب شده است . یک عشق جدید و یک نرمش جدید، یک شفقت جدید، یک حساسیت جدید نسبت به زندگی، یک آزادی جدید و یک شادی جدید در پیگیری آن آزادی آمده است. هنگامی که شما از طریق شعله من با کشیشی راسته ملچیزدک تماس گرفتید، تقدسی به وجود آمد. ذوب و انحلال برخی از تکانه های جهل و تراکم ذهنی و چرخش به سمت یک مسیر غذایی که برای تسلط خدای شما مساعدتر است، فرا رسیده است.
شعله بنفش به روابط درون خانواده کمک کرده است. این برای رهایی برخی از کارماهای قدیمی و آسیبهای قدیمی و تنظیم مسیرهای افراد بر اساس ارتعاششان مفید بوده است. باید به خاطر داشت که شعله بنفش حاوی شعله خدا-عدالت است و خدا-عدالت البته حاوی شعله قضاوت است. و بنابراین شعله بنفش همیشه به عنوان شمشیر دو لبه می آید تا واقعی را از غیر واقعی جدا کند ….
نمیتوان تمام فواید شعله بنفش را به طور کامل برشمرد، اما در واقع یک کیمیا وجود دارد که در درون شخصیت اتفاق میافتد. شعله بنفش به دنبال شکاف هایی می رود که باعث مشکلات روانی می شود که به اوایل کودکی و تجسم های قبلی برمی گردد و چنان شیارهای عمیقی در آگاهی ایجاد کرده است که در واقع تکان دادن آنها یک عمر پس از عمر دشوار بوده است
کیمیاگری
سنت ژرمن در کتاب خود سنت ژرمن در مورد علم کیمیاگری را آموزش می دهد . او از آمتیست استفاده می کند – سنگ کیمیاگر، سنگ عصر دلو و شعله بنفش. والس های اشتراوس ارتعاش شعله بنفش را حمل می کنند و به شما کمک می کنند تا با او هماهنگ شوید. او همچنین به ما گفته است که “راهپیمایی راکوچی” اثر فرانتس لیست ، شعله قلب او و فرمول شعله بنفش را حمل می کند.
ریتریت
سنت ژرمن تمرکز خود را در شهر طلایی اثیری بر فراز صحرای صحرا حفظ کرده است. او همچنین کلاسهایی را در ریتریت رویال تتون و همچنین خلوتگاه فیزیکی/اثیری خود، غار نمادها ، در کوه تیبل، وایومینگ تدریس میکند. علاوه بر این، او در محورهای کارگردان بزرگ الهی کار می کند – غار نور در هند و عمارت راکوچی در ترانسیلوانیا، جایی که او به عنوان سلسله مراتب ریاست می کند. اخیراً او پایگاهی در آمریکای جنوبی در ریتریت الهه مرو ایجاد کرده است .
الگوی الکترونیکی او صلیب مالت است . عطر او، بوی بنفشه.