یوحنای محبوب (جان محبوب یا جان معشوق) نزدیکترین شاگرد عیسی بود. او کتاب مکاشفه را تألیف کرد که توسط عیسی دیکته شده بود، کسی که تعالیم عرفانی مسیح را به بهترین نحو درک کرد، در پایان آن تجسم عروج کرد و تنها یکی از دوازده حواری بود که چنین کرد.

عمر او بر روی زمین

وی تحت سرپرستی یوسف ، محافظ مریم و عیسی، یوحنا و برادرش یعقوب در جامعه اسن آموزش دیدند . یوحنا با مشاهده ورود عیسی به معبد درونی در حالی که از بیرون مشغول عبادت بود، سرنوشت مسیح را احساس کرد. سالها بعد، وقتی ندا رسید، او آماده بود تا از پروردگار و استاد خود پیروی کند.

مغناطیس پرتو عشق توسط یوحنا از همه شاگردان قوی تر بود. او این عشق را نه تنها به عیسی، بلکه به نور مسیح در درون او و مأموریت او که بیش از همه آن را درک می کرد و در آن سهیم بود ابراز داشت. یوحنا به ما گفته است که عشق او به عیسی به حدی بود که برای عروج او مجبور شد معنای عشق غیرشخصی را بیاموزد.

یوحنا تنها شاگردی بود که عیسی را در حالی که بر روی صلیب می مرد، رها نکرد. وقتی عیسی یوحنا را دید که با مریم در نزدیکی ایستاده بود، به او گفت: “ای زن، اینک پسرت!” و به یوحنا گفت: “اینک مادرت!” عیسی بدین وسیله یوحنا را به عنوان برادر روحانی خود، به عنوان شایسته پسر مادر خود تصدیق کرد – و بنابراین، او وی را به سطح مسیح ارتقا داد.

یوحنا مظهر شخص کامل خود مسیح بود، و اگر این حقیقت نداشت، عیسی آن رابطه را ایجاد نمی کرد، زیرا مریم به معنای کهن الگوی مادر جهانی، مادر بود – او شعله مادر را مجسم کرد. هنگامی که عیسی یوحنا را برادر خود خواند، او نه تنها به معنای فیزیکی، بلکه به معنای جهانی پسر خدا، پسر مادر الهی، که او نماینده او بود، صحبت می کرد.

یوحنا مدتی در طول آزار و شکنجه پس از رستاخیز عیسی در اورشلیم ماند. پس از شهادت پطرس و پولس ، یوحنا در افسس، بزرگترین شهر آسیای صغیر، جایی که پولس فعالیت های تبلیغی خود را در آنجا متمرکز کرده بود، ساکن شد. روایتی وجود دارد که توسط ترتولیان و ژروم تأیید شده است، مبنی بر اینکه در زمان سلطنت دومیتیان، یوحنا به روم برده شد، جایی که تلاش برای کشتن او در دیگ روغن در حال جوش به طور معجزه آسایی خنثی شد. (این آزمایش آتشی است که شدرک، مشاک و عابدنگو نیز با آن روبرو شدند.) او بدون آسیب از دیگ بیرون آمد و سپس به جزیره پاتموس تبعید شد. در اینجا او کتاب مکاشفه را دریافت و ضبط کرد.

پس از مرگ دومیتیان در سال 96، یوحنا می‌توانست به افسس بازگردد، و بسیاری معتقدند که او انجیل و سه رساله خود را در آن زمان، زمانی که در نود سالگی خود بود، نوشت. گفته می‌شود که یوحنا آخرین سال‌های زندگی خود را در افسس سپری کرد و در سن پیری در آنجا درگذشت و از تمام حواریون دیگر بیشتر زنده بود. به گفته برخی، او به سادگی «ناپدید شد» – مانند الیاس ترجمه شد یا مانند باکره مقدس به بهشت ​​«محول شد». برخی دیگر به معجزاتی که از خاک قبر او انجام می شود شهادت می دهند.

در تجسم قبلی، یوحنا بنیامین بود، کوچکترین برادر یوسف ، که بعدها یوسف به عنوان عیسی تجسم یافت. یوسف از میان یازده برادرش (که همگی در تجسم نهایی او به عنوان شاگرد او خدمت کردند)، بنیامین را بیشتر دوست داشت.

امروز خدمت ایشان

یوحنا به عنوان نماد خود از صلیب مالت بنفش استفاده می کند که بر روی صلیب صورتی رنگ قرار گرفته است که درخشش طلایی آن را احاطه کرده است. شعله ای که در خلوتگاه او در قلمروهای اثیری بالای ایالت آریزونا متمرکز شده است بنفش و طلایی است. او از طریق این شعله که قدرت عشق الهی را در چهار مرحله خود متمرکز می کند، تسلط بر آتش، هوا، آب و خاک را به عنوان چهار جنبه ذات خداوند می آموزد.

این امید را نیز یوحنا محبوب و برادران و خواهرانی که در خلوت او خدمت می کنند، دارند که غیرشخصی بودن عشق الهی را با تسلط بر عنصر آتش، عشق الهی را از طریق تسلط بر عنصر هوا آموزش می دهند. شخصیت شخصی عشق الهی از طریق تسلط بر عنصر آب و غیرشخصی بودن شخصی عشق الهی از طریق تسلط بر عنصر زمین.

دانش آموزانی که مایل به مطالعه این چهار جنبه از ذات خداوند هستند و اینکه چگونه می توانند مشکلات تمدن ما را که نتیجه انحرافات پرتو عشق در این سیاره است، حل کنند، ممکن است بخواهند هنگام خواب به خلوتگاه یوحنای محبوب برده شوند.