فرشتگان سقوط کرده فرشتگانی هستند که از لوسیفر در شورش بزرگ پیروی کردند و بنابراین آگاهی آنها به سطوح پایین تر ارتعاش و آگاهی “افتاد” همانطور که طبق قانون به دست فرشته میکائیل – با محدودیت ها ، با کارمای نافرمانی آنها از خدا و کفرگویی آنها نسبت به فرزندانش”به زمین رانده شدند” ، تا بدنهای فیزیکی متراکم به خود بگیرند و تکامل یابند.
فرشتگان و اختیار
اختیار فرشتگان اراده آزاد خداوند است. ملائکه ملزم به انجام اراده خدا هستند، زیرا بر خلاف انسان، به آنها آزادی آزمایش با انرژی خدا داده نشده است. اگرچه فرشتگان مرتکب اشتباهاتی می شوند که نتایجی بر خلاف اراده خدا به همراه دارد، اما بعداً می توانند اشتباهات خود را اصلاح کنند و دوباره آن انرژی را با اراده خدا تنظیم کنند.
عصیان فرشتگان در برابر اراده خدا از نظمی متفاوت با اعمال کارماسازی اراده آزاد در انسان است. اراده آزاد برای گسترش هویت خدایی انسان در چارچوب قانون بزرگ، مرکزی است. به انسان این آزادی داده شده است که با اراده آزاد خود آزمایش کند، زیرا او خدایی در حال ساخت است.
از سوی دیگر، فرشتگانی که تنها در اختیار خداوند قرار میگیرند، اگر در برابر اراده خداوند که موظف به اجرای آن هستند، قیام کنند، خود را از ملک رفیع خود دور میکنند. بنابراین، اگر فرشته ای تصمیم بگیرد که بر خلاف اراده خدا عمل کند، باید از قلمرو فرشتگان به ملکوت زیر تبعید شود و در ملکوت انسان تجسم یابد.
انسان که کمی پایین تر از فرشتگان ساخته شده است در حال حاضر در حوزه های پایین نسبیت محصور شده است. بنابراین وقتی او کارمای منفی ایجاد می کند، در حالی که آن را متعادل می کند، در سطح خودش باقی می ماند. اما فرشتهای که بر ضد اراده خدا طغیان میکند، از مقام والای خود یعنی همذات پنداری کامل با خدا حذف میشود و به حوزههای پایین سکونت انسان تنزل مییابد تا انرژی خدا را که او صلاحیت نادرست کرده است، متعادل کند.
همانطور که پیتر گفت، آنها در اینجا قدم می زنند، و به دنبال روح، ذهن و بدن هر کسی می گردند که ممکن است آن ها را ببلعد، بذر ناآرامی و شورش لوسیفر را در میان مردم از طریق خرده فرهنگ موسیقی راک و مواد مخدر ، رسانه ها و آیین بابلی از بت پرستی می کارند. آنها بهصورتهای مختلف بهعنوان افتادگان، لوسیفریان ، ناظران ، نفیلیمها ، «غولهای روی زمین»، شیطان پرستان ، مارها ، پسران بلیال و غیره شناخته میشوند.
فرشتگان سقوط کرده گروهی
سانات کومارا از گروه های فرشته ای که لوسیفر را دنبال کردند صحبت می کند:
در شورش بزرگ علیه خداوند قادر متعال و لشکریان سلسله مراتب آسمانی او، لوسیفر تعداد کمی از گروه های فرشتگان را به رهبری گروه های خود اغوا کرد. نام آنها در کتاب خنوخ و سایر کتب آخرالزمان و در کتب مقدس مشرق و مغرب مدون ذکر شده است.
نامهای شیطان ، بلزبوب ، بلیال ، بعل و غیره قابلتوجهتر است. یکی از این نامها، یعنی رهبر زیرکتر گروهی از سقوطکردگان، در واژگان کتاب مقدس با حروف کوچک آمده و مفهومی نمادین و نه شخصی به خود گرفته است. و آن مار است .
در حالی که اصطلاح «اژدهای بزرگ» به مجموعهای از کل سلسله مراتب دروغین لوسیفری که علیه اخوان سفید بزرگ چیده شده است، اشاره دارد ، اعضای فردی و سلسله مراتب آن در مراحل خاصی از آزار و اذیت زن و در جنگی که «اژدها» توسط سلسله مراتب غلط لوسیفری به راه انداخته اند، تخصص دارند.
در حالی که شیطان به عنوان قاتل اصلی شناخته می شود که از قتل حاملان نور برای خنثی کردن نقشه الهی خدا در زمین استفاده می کند، مار، که همچنین “شر و شیطان نامیده می شود”، فریبکار، دروغگوی اصلی و پدر دروغهایی که فلسفه فریبش، مبتنی بر ترس و تردید، شیوهی عملیاتی او در جنگ علیه پیامبران راستین است.
مار همان شریر است که بذرش به همراه دانه شیطان به صورت گز در میان گندم خوب بذر الهی کاشته می شود. این دانه است که فرزندان افعی نامیده می شود. افعی برگرفته از ترجمه یونانی نام خاص «مار» است که همراه با افتادگان گروهش از بهشت رانده شدند و در زمین تجسم یافتند، جایی که از زمان شورش بزرگ به تناسخ خود ادامه دادند.