توماس مرتون یک عارف و روشنفکر بود. او در طول زندگی خود به عنوان یک راهب تراپیست در صومعه جتسیمان در کنتاکی، آمریکا، کتاب های زیادی نوشت. شناخته شده ترین آنها “کوه هفت طبقه” است. کتاب های او در زمینه معنویت و عدالت اجتماعی طیف وسیعی از حامیان را به خود جلب کرد که یکی از آنها دالایی لاما بود. در سالهای آخر عمر، در صومعه جستمانی گوشهنشین شد و بیشتر از زندگیاش برای خدا گذشت. او در سال 1968 درگذشت.
توماس مرتون استاد پرتو اول، پرتو آبی اراده و قدرت خدایان است. هاله او مرکزی آبی روشن است که به رنگ آبی میانی با پوششی بنفش بر روی آبی بیرونی محو می شود. قدرت پرتو اول در انرژی او بسیار مشهود است.
در 10 دسامبر 1968، مرتون در یک ریتریت صلیب سرخ ، در استانی در نزدیکی بانکوک ، تایلند، حضور داشت و در یک کنفرانس صومعه حضور داشت. پس از سخنرانی در جلسه صبح، او بعد از ظهر در اتاق کلبه خود مرده پیدا شد، در حالی که فقط شلوارک پوشیده بود، به پشت و کنار یک پنکه زمینی هیتاچی با اتصال کوتاه دراز کشیده بود. همکار او، ژان لکلرک، اظهار داشت: “به احتمال زیاد مرگ توماس مرتون تا حدی به دلیل نارسایی قلبی و تا حدی به دلیل شوک الکتریکی بوده است.” از آنجایی که کالبد شکافی صورت نگرفت ، توضیح مناسبی برای زخم پشت سر مرتون، “که به میزان قابل توجهی خونریزی کرده بود” وجود نداشت. با ورود از کلبه در کنار مرتون، نخست وزیر فرمان بندیکتین و افسر رئیس کنفرانس، رامبرت ویکلند ، مرتون را مسح کرد .
جسد او با هواپیمای نظامی آمریکا که از ویتنام باز می گشت به ایالات متحده منتقل شد. او در کلیسای جتسمانی به خاک سپرده شده است.
در سال 2018، هیو تورلی و دیوید مارتین The Martyrdom of Thomas Merton: An Investigation را منتشر کردند که با ارائه مدارک شواهد ادعاهای برق گرفتگی تصادفی را رد کرد و نشان داد که مرتون به دلیل مخالفت سیاسی خود با جنگ ویتنام ترور شده است .
کتاب بعدی توسط تورلی، خائنان توماس مرتون: پرونده علیه ابوت جیمز فاکس و نویسنده جان هوارد گریفین ، شواهدی مستند از دستکاری و پوشش توسط کلیسای کاتولیک و دشمنان سیاسی مرتون ارائه میکند.
شماره بهار 2024 مجله The Catholic Historical Review “گزارش های رسمی تایلندی در مورد مرگ توماس مرتون” را منتشر کرد. علت رسمی مرگ یک علت طبیعی، «نارسایی ناگهانی قلبی» و نه «برق گرفتگی تصادفی» بود. گزارش پلیس حاکی از آن است که مرتون قبل از تماس با یک فن معیوب که روی بدنش افتاده بود، مرده بود.