پوزئیدون یکی از دوازده المپی در اسطوره یونان باستان، خدای دریا، طوفان، زلزله و اسب است. در یونان عصر برنز پیش از المپیک، او به عنوان یک ایزد اصلی در پیلوس و تبس مورد احترام قرار گرفت.

پوزئیدون محافظ دریانوردان و بسیاری از شهرها و مستعمرات یونانی بود. در ایلیاد هومر، پوزئیدون در طول جنگ تروا از یونانیان در برابر تروجان ها حمایت می کند و در اودیسه، در طول سفر دریایی از تروا به خانه و ایتاکا، قهرمان یونانی اودیسه با کور کردن پسرش سیکلوپ پولیفموس خشم پوزئیدون را برانگیخت و در نتیجه پوزئیدون او را با طوفان، از دست دادن کامل کشتی و همراهانش و ده سال تاخیر مجازات می کند. پوزئیدون نیز موضوع سرود هومری است. در Timaeus و Critias افلاطون، جزیره آتلانتیس قلمرو پوزیدون بود.

پوزئیدون خدای مدنی اصلی چندین شهر بود: در آتن، او بعد از آتنا از نظر اهمیت دوم بود، در حالی که در کورینت و بسیاری از شهرهای Magna Graecia او خدای اصلی پولیس بود.

در جنبه خوب خود، پوزئیدون به عنوان ایجاد جزایر جدید و ارائه دریاهای آرام دیده می شد. هنگامی که مورد آزار و اذیت قرار می گیرد یا نادیده گرفته می شود، ظاهراً با نیزه سه گانه خود به زمین برخورد می کند و باعث ایجاد چشمه های پر هرج و مرج، زلزله و غرق شدن کشتی می شود. ملوانان برای سفری امن به پوزئیدون دعا می کردند و گاهی اسب ها را به عنوان قربانی غرق می کردند. به این ترتیب، طبق یک پاپیروس تکه تکه، اسکندر مقدونی در ساحل دریای سوریه قبل از نبرد اوج ایسوس مکث کرد و به دعا متوسل شد و «پوزیدون خدای دریا را خواند، که دستور داد ارابه ای چهار اسبی برای او به دریا انداخته شود.”

به گفته پاوسانیاس، پوزئیدون یکی از مراقبان اوراکل در دلفی بود، قبل از اینکه آپولون المپیکی آن را تصاحب کند. آپولو و پوزئیدون در بسیاری از قلمروها همکاری نزدیکی داشتند: برای مثال، در استعمار، آپولون دلفی مجوز خروج و اسکان را فراهم کرد، در حالی که پوزئیدون مراقب استعمارگران در راه آنها بود، و آب لوسترال را برای قربانی کردن بنیاد فراهم کرد. آناباسیس گزنفون گروهی از سربازان اسپارتی را در سال‌های 400 تا 399 قبل از میلاد توصیف می‌کند که برای پوزیدون یک پائان می‌خوانند – نوعی سرود که معمولاً برای آپولو خوانده می‌شود.

پوزئیدون نیز مانند دیونیسوس که ماینادس ها را پریشان می کرد، به شکل خاصی از اختلال روانی مبتلا بود. متنی از بقراط در حدود 400 قبل از میلاد، در مورد بیماری مقدس می گوید که او به دلیل نوع خاصی از صرع سرزنش شده بوده.